فصل هفدهم اشعار ابو محمّد عونى
317 - اشعار ابو محمّد عونى دربارهء غدير خمّ :
اليس قام رسول اللّه يخطبهم * يوم الغدير و جمع النّاس محتفل
و قال من كنت مولاه فذاك له * من بعد مولى فواخاه و ما فعلوا
لو سلّموها الى الهادى ابى حسن * كفى البرايا و لم تستوحش السّبل
هذا يطالبه بالضّعف محتقبا * و تلك يحدو بها فى سعيها جمل
نه اين است كه روز غدير پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) براى همه مردم كه گردآمده بودند ، براى سخنرانى بهپا خواست .
گفت هركه را من مولا و رهبرم ، اين على ( عليه السّلام ) هم مولا و رهبر اوست ولى نپذيرفتند .
اگر زمام خلافت را به ابو الحسن هادى تسليم مىكردند جهان را بس بود و راهها امن مىشد ، ولى آن يك با سينهء پركينه منتظر فرصت و آن ديگرى بر شتر سوى بصره مىتازد .
ملاحظه : ايشان غدير خم را در ساير اشعارش نيز ياد كرده است كه علاقمندان براى مطالعه آنها و همچنين ساير اشعارش كه در مدح اهل بيت سروده است به جلد چهارم الغدير مراجعه كنند .
318 - زندگينامه و شخصيت ابو محمّد عونى
1 - ابو محمّد طلحه بن عبيد اللّه بن ابى عون غسانى عونى از شعرائيست كه اشعارش در همه شهرها سر زبانها و كتب ادبى را پر كرده است .
2 - وى شاعرى شيعى است كه مناقب اهل بيت را به زيباترين صورت به نظم درآورده است .
3 - تشيّع وى از ديرزمان مشهور بوده است بهطورىكه وقتى فتنهء شيعه و سنى در سال 443 در