تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠

فصل هفدهم اشعار ابو محمّد عونى

317 - اشعار ابو محمّد عونى دربارهء غدير خمّ :

اليس قام رسول اللّه يخطبهم * يوم الغدير و جمع النّاس محتفل و قال من كنت مولاه فذاك له * من بعد مولى فواخاه و ما فعلوا لو سلّموها الى الهادى ابى حسن * كفى البرايا و لم تستوحش السّبل هذا يطالبه بالضّعف محتقبا * و تلك يحدو بها فى سعيها جمل
نه اين است كه روز غدير پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) براى همه مردم كه گردآمده بودند ، براى سخنرانى به‌پا خواست . گفت هركه را من مولا و رهبرم ، اين على ( عليه السّلام ) هم مولا و رهبر اوست ولى نپذيرفتند . اگر زمام خلافت را به ابو الحسن هادى تسليم مىكردند جهان را بس بود و راهها امن مىشد ، ولى آن يك با سينهء پركينه منتظر فرصت و آن ديگرى بر شتر سوى بصره مىتازد . ملاحظه : ايشان غدير خم را در ساير اشعارش نيز ياد كرده است كه علاقمندان براى مطالعه آنها و همچنين ساير اشعارش كه در مدح اهل بيت سروده است به جلد چهارم الغدير مراجعه كنند .

318 - زندگينامه و شخصيت ابو محمّد عونى

1 - ابو محمّد طلحه بن عبيد اللّه بن ابى عون غسانى عونى از شعرائيست كه اشعارش در همه شهرها سر زبانها و كتب ادبى را پر كرده است . 2 - وى شاعرى شيعى است كه مناقب اهل بيت را به زيباترين صورت به نظم درآورده است . 3 - تشيّع وى از ديرزمان مشهور بوده است به‌طورىكه وقتى فتنهء شيعه و سنى در سال 443 در