تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
خواندن اين‌گونه اشعار در حرم شريف منع كرد او هم ساكت شد . همان شب ابن حجاج حضرت على ( عليه السّلام ) را به خواب ديد ، به او فرمود : اندوهگين نباش مرتضى علم الهدى را براى معذرت‌خواهى فرستاديم تا نيامده از خانه خارج مشو . شريف مرتضى نيز در همان شب پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) را در خواب مىبيند كه امامان اطراف او نشسته‌اند ، برابر او ايستاده سلام مىگويد ولى با پاسخ سردى مواجه مىشود ، عرض مىكند اى سروران من ، من بردهء شمايم ، فرزند شمايم ، دوستدار شمايم ، اين سردى از چيست ؟ مىفرمايند به خاطر اينكه شاعر ما ابن حجاج را غمگين ساختى لازم است نزد او رفته معذرت بخواهى و او را نزد مسعود بن بابويه برده و از عنايت ما به ابن حجاج باخبرش كنى . سيد مرتضى برمىخيزد و مىرود در خانه ابن حجاج را مىكوبد وى از داخل منزل مىگويد : همان سرور كه تو را فرستاده مرا فرمود : از خانه خارج مشو كه تو مىآئى سيد مرتضى مىگويد : سمعا و طاعة و داخل شده و بعد از عذرخواهى او را نزد سلطان مسعود برده و خواب خود را مىگويد ، سلطان نيز او را گرامى داشته ، عطائى شايسته و در رتبه‌ى بلند به او مىبخشد و دستور مىدهد شعرش را باز خواند .

فصل چهاردهم اشعار ابو العباس ضبى

310 - اشعار ابو العباس ضبى دربارهء غدير خمّ

لعلى الطّهر الشّهير * مجد اناف على ثبير صنو النّبى محمّد * وصيّه يوم الغدير و حليل فاطمة ووا * لدشبر و ابو شبير
حضرت على ( عليه السّلام ) پاك و بلندآوازه ، عظمتش سايه‌افكن شد بر قله ثبير . همريشه پيامبر خدا محمّد ( صلّى اللّه عليه و آله ) و وصىّ او در روز غدير .