حيدر را و همگان زبان در دهان گرفته و آرامدل بودند . برخى پشتسر و برخى پيشرو على ( عليه السّلام ) لبيكگويان پيشآمد و چهرهاش چون قرص ماه بر شاخهء سرو مىدرخشيد .
پيامبر ( ص ) به على ( ع ) خوشآمد گفت و او را در كنار خود جاى داد .
آرى آن پاكمرد همتاى مصطفى گشت ، بازوى او را بالا برد و در حالى كه فريادش به نزديك و دور مىرسيد فرمود :
على ( عليه السّلام ) برادر من است كه جدائى بين من و او نيست مانند هارون با موسى كليم اللّه ، او وارث علم من و جانشين بعد از من بر امّتم مىباشد هرگاه روح از بدنم جدا شود .
پس اى پروردگار ، هركه على را دوستدار باشد دوستش دار . و هركه على را دشمن گيرد او را دشمن باش و بر او خشم آور .
296 - عارف به حقّ حضرت على ( ع ) با نگاه به او به ثواب عبادت مىرسد .
بشنوى كردى اشعار ديگرى در وصف اهل بيت دارد از جمله :
خير الوصيّين من خير البيوت و من * خير القبايل معصوم من الزّلل
اذا نظرت الى وجه الوصيّ فقد * عبدت ربّك في قول و في عمل
بهترين اوصياء از بهترين خانواده از بهترين قبايل كه معصوم است از لغزشها زمانيكه نگاه به صورت وصى كنى هرآينه به تحقيق خدايت را در قول و عمل عبادت كردهاى « 1 »
297 - حضرت على ( ع ) چون كعبه است .
بيت دوم شعر بشنوى اشاره است به حديث پيامبر كه فرمود : النّظر الى وجه علىّ عباده كه آن را محبّ الدّين طبرى در رياض ( 2 / 219 ) از طريق ابو بكر و ابن مسعود و عمرو عاص و عمران بن
هامش
( 1 ) - از آنجا كه حضرت على ( ع ) بندهء خالص و ولىّ خداست نگاه به جمال او كه مقدمه پيروى از اوست انسان را به خدا مىرساند و به بندگى خدا وامىدارد لذا عبادت است ( معراجى )