مقابر قريش مدفون شد . 4 - علّامه امينى ضمن نام بردن از 36 كتاب كه شرححال وى را آورده اند اشعار ديگرى در مدح اهل بيت از او آورده است كه علاقهمندان به جلد چهارم الغدير مراجعه كنند .
فصل دهم اشعار بشنوى كردى
295 - اشعار بشنوى كردى دربارهء غدير خمّ
و قد شهدوا عيد الغدير و اسمعوا * مقال رسول اللّه من غير كتمان
الست بكم اولى من النّاس كلّهم ؟ * فقالوا بلى يا افضل الانس و الجانّ
فقام خطيبا بين اعواد منبر * و نادى باعلا الصّوت جهرا باعلان
بحيدرة و القوم خرس اذلّة * قلوبهم ما بين خلف و عينان
فلبّ مجيبا ثمّ اسرع مقبلا * بوجه كمثل البدر في غصن البان
فلا قاه بالتّرحيب ثمّ ارتقى به * اليه و صار الطّهر للمصطفى ثان
و شال بعضديه و قال و قد صغى * الى القوم اقص القوم تاللّه و الدّان
عليّ اخي لا فرق بيني و بينه * كهارون من موسى الكليم ابن عمران
و وارث علمي و الخليفة في غد * على امّتي بعدي اذا زرت جثماني
فيا ربّ من و الا عليّا فواله * و عاد الّذي عاداه و اغضب على الشّاني
به يقين روز غدير را ديدند و سخن پيامبر را بدون پنهانى آشكارا شنيدند .
( پيامبر پرسيد ) آيا من بر همهء مردم سزاوارتر نيستم ( به تصميمگيرى دربارهء آنها ) گفتند : چرا اى بهترين انسانها و جنها . پس براى سخنرانى بر چوبهاى منبر برخاست و با صداى آشكارا پيش خواند .