فصل چهارم اشعار ابو القاسم صنوبرى
278 - اشعار صنوبرى در وصف واقعهء غدير خمّ
قتل بن من اوصى اليه خير من * اوصى الوصايا قطّ او يوصيها
رفع النّبيّ يمينه بيمينه * ليرى ارتفاع يمينه رائيها
في موضع اضحى عليه منبها * فيه و فيه يبدئ التّنبيها
آخاه في خمّ و نوه باسمه * لم يأل في خير به تنويها
هو قال : افضلكم عليّ انّه * امضى قضيته الّتي يمضيها
هولي كهارون لموسى حبذا * تشبيه هارون به تشبيها
( امام حسين عليه السّلام ) كشته شد فرزند كسىكه بهترين وصيتكنندگان گذشته و آينده او را وصىّ خود قرار داد . پيامبر دست او را به دستش گرفته و بالا برد تا هربينندهاى بلندى دست او را ببيند .
در جائى كه نيمروز فرارسيده بود درباره او كه خود آغاز هرتوجه و هوشيارى است مردم را متوجه ساخت در محلّ خم او را برادر خود قرار داد و اسم او را بيان نمود و هيچ خيرى را از او روى نگردانيد .
او ( پيامبر ) گفت : برترين شما على ( ع ) است . همانا او كار خود را كه بايد بكند كرد .
او نسبت به من مانند هارون نسبت به موسى است چه خوب تشبيهى است تشبيه به هارون .
279 - اشعار صنوبرى دربارهء حضرت على و حضرت امام حسين ( عليهما السّلام )
وى اشعار زيادى در رثاى اهل بيت سروده است از جمله دربارهء دو امام شهيد حضرت على ( عليه السّلام ) و فرزندش سبط شهيد گويد :