تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
اين شعر عبدى اشاره دارد به حديث امّ سلمه : قالت لعايشة فى بدء واقعة الجمل اذكرك كنت انا و انت مع رسول اللّه فى سفر له و كان علىّ عليه السّلام يتعاهد نعلى رسول اللّه يخصفها و يتعاهد اثوابه فيغسلها فنقبت له نعل فاخذها يومئذ يخصفها و قعد فى ظلّ سمرة و جاء ابوك و معه عمر فاستاذ نا فقمنا الى الحجاب و دخلا يحدّ ثانه فيما ارادا ثم قالا يا رسول اللّه انّا لا ندرى قدر ما تصحبنا فلو اعلمتنا من يستخلف علينا ليكون لنا بعدك مفزعا فقال لهما امّا انّى قد ارى مكانه و لو فعلت لتفرّقتم عنه كما تفرقت بنو اسرائيل عن هارون فسكتا ثمّ خرجا فلمّا خرجنا الى رسول اللّه ( ص ) قلت له و كنت اجرأ عليه منّا من كنت يا رسول اللّه مستخلفا عليهم فقال خاصف النّعل فنزلنا فلم نراحدا الّا عليّا فقلت يا رسول اللّه ما ارى الّا عليّا فقال هو ذاك فقالت عايشة نعم اذكر ذلك فقالت فاىّ خروج تخرجين بعد هذا فقالت انّما اخرج للاصلاح بين النّاس و ارجو فيه الاجر ان شاء اللّه فقالت انت و رايك . امّ سلمه در آغاز واقعه جمل به عايشه گفت : تو را به ياد روزى مىآورم كه من و تو در سفرى همراه پيامبر بوديم على ( عليه السّلام ) متعهد دوخت كفش پيامبر و شست‌وشوى لباس پيامبر ( ص ) شده بود و زير درخت سمره نشسته بود كفش را پينه مىكرد پدر تو و عمر از پيامبر اجازه ورود خواستند و من و تو برخاستيم به پشت‌پرده رفتيم و آنان وارد شده با پيامبر هرچه خواستند صحبت كردند پس گفتند : ما نمىدانيم چقدر شما در ميان ما هستيد اگر ما را آگاه مىكردى كه چه‌كسى خليفه برماست كه بعد از تو به او پناه بريم پيامبر به آن‌دو فرمود : مكان او را مىبينم ولى اگر او را معرفى كنم همانگونه كه بنى اسرائيل از پيرامون هارون پراكنده شدند شما هم پراكنده مىشويد . آنها ساكت شده و رفتند ما خدمت پيامبر برگشتيم تو كه از همه ما به پيامبر جرئت بيشترى داشتى پرسيدى چه‌كسى جانشين شما بر آنهاست ؟ پيامبر فرمود : كسى كه دارد كفش را پينه مىكند . ما آمديم بيرون جز على ( عليه السّلام ) را نديديم تو به پيامبر گفتى ما جز على ( ع ) را در حال پينه‌كردن نديديم پيامبر فرمود : مقصود من همان است . عايشه به ام سلمه گفت : يادم آمد درست است ، ام سلمه گفت : پس چرا بر او خروج كرده‌اى ؟ عايشه گفت : براى اصلاح بين مردم اميدوارم پاداش ببرم . ام سلمه گفت : خود دانى ملاحظه
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 249 | رضا معراجي