تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢

76 - نظر پيامبر درباره شعر و شعرا

روزى پيامبر ( ص ) طلب باران نمودند و فرمودند : اگر ابو طالب زنده بود چشمش روشن مىشد كيست از او شعرى بخواند عمر به‌پا خاست شعرى خواند پيامبر ( ص ) فرمود : اين شعر از عمويم نيست از حسان است در اين‌هنگام على ( عليه السّلام ) به پا خاست و خواند .
و ابيض يستشفى الغمام بوجهه * ربيع اليتامى عصمة للارامل تلوذ به الهلّاك من آل هاشم * فهم عنده فى نعمه و فواضل
سفيدرويى كه به بركت روى سفيد او طلب باران مىشود او ( محمّد ) پناه يتيمان و بيوه‌زنان بود . بنى هاشم در سختى و درماندگى بدامن او پناهنده مىشوند . پس آنها نزد او در نعمت و بخشش بسر مىبرند . پيامبر ( ص ) فرمود : آرى اين شعر ابو طالب است در اين‌هنگام شخصى از طايفه كنانه برخاست و سرود .
لك الحمد و الحمد ممن شكر * سقينا بوجه النّبى المطر دعا اللّه خالقه دعوة * و اشخص منه اليه البصر فلم يك الّا كالقا الرّدا * و اسرع حتى اتانا الدّرر دفاق العزالى جمّ البعاق * اغاث به اللّه عليا مضر فكان كما قاله عمّه * ابو طالب ذا رواء غزر به اللّه يسقى صيوب الغمام * فهذا العيان و ذاك الخبر سپاس مخصوص توست اى خدا * به روى گل محمّد ما را باران دادى
پيامبر خدا را خواند با چشم اميد به رحمت حق . سپس زمانى نگذشت كه دانه‌هاى باران بر ما ريخت . ابرها باريدند و مسيل‌ها جوشيدند و زمينهاى بلند همه را فراگرفت . سپس محمّد همانطور كه عمويش در وصفش گفت نزد خدا داراى آبروست . به بركت او خداوند ابرها را مىباراند اين عيان است و ظاهر و اين هم خبرش فقال رسول اللّه يا كنانى بوّاك اللّه بكل بيت بيتا فى الجنّة ( امالى طوسى ص 46 ) پيامبر ( ص ) به او فرمود : خداوند به تو به‌جاى هربيت كه گفتى خانه‌اى در بهشت پاداشت