76 - نظر پيامبر درباره شعر و شعرا
روزى پيامبر ( ص ) طلب باران نمودند و فرمودند : اگر ابو طالب زنده بود چشمش روشن مىشد كيست از او شعرى بخواند عمر بهپا خاست شعرى خواند پيامبر ( ص ) فرمود : اين شعر از عمويم نيست از حسان است در اينهنگام على ( عليه السّلام ) به پا خاست و خواند .
و ابيض يستشفى الغمام بوجهه * ربيع اليتامى عصمة للارامل
تلوذ به الهلّاك من آل هاشم * فهم عنده فى نعمه و فواضل
سفيدرويى كه به بركت روى سفيد او طلب باران مىشود او ( محمّد ) پناه يتيمان و بيوهزنان بود . بنى هاشم در سختى و درماندگى بدامن او پناهنده مىشوند . پس آنها نزد او در نعمت و بخشش بسر مىبرند . پيامبر ( ص ) فرمود : آرى اين شعر ابو طالب است در اينهنگام شخصى از طايفه كنانه برخاست و سرود .
لك الحمد و الحمد ممن شكر * سقينا بوجه النّبى المطر
دعا اللّه خالقه دعوة * و اشخص منه اليه البصر
فلم يك الّا كالقا الرّدا * و اسرع حتى اتانا الدّرر
دفاق العزالى جمّ البعاق * اغاث به اللّه عليا مضر
فكان كما قاله عمّه * ابو طالب ذا رواء غزر
به اللّه يسقى صيوب الغمام * فهذا العيان و ذاك الخبر
سپاس مخصوص توست اى خدا * به روى گل محمّد ما را باران دادى
پيامبر خدا را خواند با چشم اميد به رحمت حق .
سپس زمانى نگذشت كه دانههاى باران بر ما ريخت .
ابرها باريدند و مسيلها جوشيدند و زمينهاى بلند همه را فراگرفت .
سپس محمّد همانطور كه عمويش در وصفش گفت نزد خدا داراى آبروست .
به بركت او خداوند ابرها را مىباراند اين عيان است و ظاهر و اين هم خبرش
فقال رسول اللّه يا كنانى بوّاك اللّه بكل بيت بيتا فى الجنّة ( امالى طوسى ص 46 )
پيامبر ( ص ) به او فرمود : خداوند به تو بهجاى هربيت كه گفتى خانهاى در بهشت پاداشت