ومن رباعيّاته :
أي مانده ز كعبهء محبّت مهجور * افتاده ز راه مهر صد منزل دور
با حبّ عمر دم مزن از مهر نبي * كي جمع توان نمود با ظلمت نور
وله :
بما رسيده حديث صحيح مصطفوي * كه هست بعد پيمبر امام هشت وچهار
كسى نكرده ز امّت بدين حديث عمل * بغير پيرو آل وأئمّهء أطهار
وله :
أي طالب علم دين ز من گير خبر * تا چند دوى در بدر اى خسته جگر
خود را برسان بشهر علم اى غافل * شو داخل آن شهر وليكن أز در
وله :
نبي چو وارد « خم » گشت بر سر منبر * خليفه كرد علي را بكفتهء جبّار
نهاد بر سر أو تاج وال من والاه * ز امّتش بگرفت از براي وى اقرار
وليك آنكه به بخبخ نمود تهنيتش * بكرد از پى اقرار خويشتن انكار
فتاد بر سر حارث ز غيب سنك قضا * چو گشت منكر نصّ غدير آن غدّار
ومن رباعيّاته :
از دورى راه خويشتن يادى كن * آماده ز بهر سفرت زادي كن
از بي كسى مردن خود ياد آور * در ماتم خود نشين وفريادى كن
وله :
از دورى راه خويشتن كن يادى * آماده ز بهر سفرت كن زادي
در راه طلب چو خفتهء اى غافل * برخيز كه از قافله دور افتادى