نامهء صد و دوازدهم 2 / جمادى الاولى / 1330
گواهى مىدهم كه تو در اين امر نيرومندى ، از آنگاه و به آن سخت نزديكى ، دامن همت را به كمر زدى و به سرعت شهابهاى آسمان ، در تحقيق و بحث از آن ، به كار افتادى ، غرق در بحث آن شدى ، و در پىجويى و تحقيق ، سخت دقت و كنجكاوى به خرج دادى ، اطراف و جوانبش را خوب ملاحظه كردى ، حولوحوش و اصل مبحث و ريزهكارىهايش را زير عينك ريزبين خود قرار دادى ، آن را زيرورو نموده ، ظاهر و باطنش را سنجيدى ، [ مىديدم ] مىخواهى از درون آن مطلع گردى ، و اگر احيانا چيز نادرستى در آن داخل شده و يا مطلبى ساختگى در آن است ، بشناسى .
مىخواستى از كنه و حقيقت آن آگاهى حاصل كنى [ و در اين راه ] تعصب قومى ، گروهى و اغراض شخصى مانع تو نگرديد ، و مزاحم درك و فهم تو نشد .
[ اميد است ] پايه و ابزار ساختمان حلم و بردباريت از هم نگسلد ، و پرندگان رأى و نظرت پراكنده نگردند .
تو در درياى بحث ، سخت غرق مىگردى ، اما با عقلى پابرجاتر از كوه رضوا و با سينهاى وسيعتر از دنيا ، در تحقيق ، به عمق آن فرو مىروى و در اين راه ، هيچ جنبهء خويشاوندى سببى يا نسبى در تو اثر نمىگذارد ، تا آنكه مخفى آشكار شود ، و حق بىپيرايه جلوه كند . و صبح براى افراد بينا ، خود را نشان دهد .