هنگام انجام وظايف ، برطبق مذهب ديگرى قصد قربت كنيم ، از جمهور تبعيت مىكرديم و قدم به جاى قدم آنها مىگذارديم تا پيمان دوستى محكمتر و دستگيرهء برادرى مطمئنتر گردد .
اما ادلهء قطعى راه شخص مؤمن را سدّ مىكند و بين او و خواستههايش فاصله مىاندازد .
[ 2 - لزوم پيروى از مذاهب جمهور مستدل نيست ؛ ]
2 - به علاوه ، جمهور دليلى بر ترجيح مذاهب خود بر مذاهب ديگر ندارند ، چه رسد به اينكه تبعيت از آنها واجب باشد .
ما در ادلهء مسلمانان با دقت ، محققانه و با استقصاى كامل نگريستيم ، دليلى كه بر لزوم متابعت از آنها دلالت كند نيافتيم ، جز آنچه كه شما يادآور شدهايد و عبارتند از : اجتهاد ، امانت ، عدالت و جلالت قدر ائمهء مذاهب اربعه و حال آنكه ، شما خوب مىدانيد ؛ اجتهاد ، امانت ، عدالت و جلالت قدر در انحصار آنها نيست .
بنابراين چگونه ممكن است كه مذهب آنها تعيينا واجب الاتّباع باشد ؟
من هرگز گمان نمىبرم كسى جرأت كند و به برترى آنها ، در علم و عمل ، از ائمهء ما قايل گردد ، يعنى قايل به برترى آنها بر امامان عترت پاك ، كشتىهاى نجات ، باب حطّهء امت 3 * ، مركز امنيت از اختلاف در دين ، پرچمهاى هدايت ، و زاد و توشهء رسول خدا و بقاياى او در ميان امت اسلام .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دربارهء آنها فرموده است : « از آنها پيش نيفتيد كه هلاك مىشويد ، و از پيوستن به آنها كوتاهى مكنيد كه نابود مىگرديد ، به آنها چيزى مياموزيد كه آنها از شما آگاهترند . »
اما اين دست سياست بود [ كه ديگران جلو انداخته شوند ] ، و چه مىدانى كه در صدر اسلام ، سياست چه اقتضايى داشت و چه شد ؟ !
و از شما جاى بسى شگفتى است كه مىفرماييد : گذشتگان صالح ، به اين مذاهب متدين بودهاند و آنها را عادلترين و برترين مذاهب مىدانستند و ، در تمام اعصار و همه جا متفقا طبق آنها عمل مىكردهاند .
گويا شما مطلع نيستيد كه صالحان پيشين و شيعيان آل محمّد - كه در حقيقت ، نصف مسلمانان را تشكيل مىدادند - به مذهب ائمه ( اهل بيت ) و ثقل رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله متدين