گفتوگو ؛ در بحث و جدل ، نيرومند ؛ در سخن ، لطيف و مهربان ؛ در معركه ، شريف و بزرگوار ؛ در نشستوبرخاست ، شايان سپاسگزارى ؛ و در افتخارات ، مردى نيك يافتم .
بنابراين شخصى كه مذهب شيعه را برگزيند خوشمجلس است و نشستن با وى ، منتهاى آرزوى هر شخص اديبى است .
[ 2 - اجازهء بحث . ]
2 - من ، هماكنون ، در كنار درياى بىكران علم تو ايستادهام ، اجازه مىخواهم كه خود را در امواج آن اندازم و فرو روم و از درهاى گرانبهاى آن به دست آورم . اگر اجازه دهى ، در مطالب غامض و مشكلاتى كه مدتهاست در سينهام خلجان مىكنند غوص كنيم و گرنه ، امر با توست . ولى من در مباحث خود به لغزشها نمىپردازم ، درصدد عيبجويى نيستم ، نه ملامتگرم و نه مىخواهم آن را بين مردم شايع سازم . من به دنبال گمشدهاى مىگردم و دريافتن حقيقتى جستوجو مىكنم . اگر حق آشكار گرديد ، بايد از آن تبعيت كرد و گرنه ، به سخن آن شاعر عمل مىكنيم كه گفت : « ما به آنچه داريم راضى هستيم و شما به آنچه خود داريد ، درحالىكه نظريات ما مختلف است . » « 1 »
اگر اجازه دهى ، دربارهء دو مبحث گفتوگو خواهم كرد ؛
1 - امامت در مذهب ؛ هم در اصول و هم در فروع [ يعنى در مسائل مذهبى به چه كسى بايد مراجعه كرد ] .
2 - امامت عامه و رهبرى مسلمين ، يعنى خلافت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله .
من ، به جاى امضاى صريح ، در پايان نامهام حرف اختصارى « س » قرار مىدهم و شما « ش » قرار دهيد « 2 » و قبلا از هرگونه اشتباهى ( در اداى احترام ) اميد عفو دارم .
و السّلام
س
هامش
( 1 ) -نحن بما عندنا و أنت بما عد * دك راض و الرّأى مختلف .( 2 ) - بسم اللّه الرحمن الرحيم ، تنها اكتفا به اجازه در بحث نكرده ، بلكه موضوع بحث را نيز مشخص ساخته است و اين از آداب و كمال وى در مباحثه است . از طرفى ، لطف دو رمز در امضاى نامه نيز مخفى نيست ؛ زيرا « س » اشاره به نام وى كه « سليم » است و « سنّى » و « ش » اشاره دارد به لقب من كه شرف الدين است و « شيعه » ام .