- در صورتى كه موثق باشد - استدلال و احتجاج بنمايد . نظر شما در اين باره ، حقّ آشكار است . و نظر اعتراضكنندگان ، بىدليل و زورگويى است . اين گفته كه « نمىتوان به رجال شيعه استدلال كرد » ، با عملشان معارض ، و كردارشان در مقام احتجاجها ، با اقوالشان متناقض است .
بنابراين گفتار و كردارشان در يك مجرا قرار نمىگيرد و به يك سرمنزل رهسپار نمىگردد ، بلكه هركدام با مشت به سينهء ديگرى مىكوبد . روى اين اصل ، حجت و دليل آنها ناقص ، و حجت و دليل شما آسيبناپذير است .
در همين فرصت كوتاه مطالبى را آوردهاى كه واجب است آن را به تنهايى رسالهاى قرار دهى . من آن را « اسناد شيعه در اسناد سنت » ناميدهام و سرانجام ، به زودى چنين خواهد شد كه به جز آن ، روشى براى هيچ پوينده ، و محلى براى هيچ علاقهمندى نخواهد بود .
من اميدوارم كه شما در جهان اسلام ، اصلاح آشكارى - به خواست خدا - به وجود آورى .
[ 3 - ايمان وى به آيات خدا دربارهء اهل بيت ؛ ]
3 - ما به همهء آيات خداوند ايمان آورديم و آياتى كه خداوند دربارهء امير مؤمنان ، على بن ابى طالب عليه السّلام و ساير اهل بيت ( رضى اللّه عنهم ) نازل فرموده است ، بيش از آن است كه شما برشمردهايد .
[ 4 - تحيّر وى در جمع بين اين ادله و آنچه اهل قبله برآنند . ]
4 - اما معلوم نيست كه چرا اهل قبله از ائمهء اهل بيت عليهم السّلام روى گرداندهاند ؟ و در فروع و اصول به هيچ چيز از مذهب آنان متعبد نشدهاند ؟ و نيز در مسائل اختلافى به قول آنها توجهى ننمودهاند ؟ علماى امت نيز در مباحث خود ، از نظريه و عقيدهء آنها بحثى نكردهاند بلكه ، در مسائل نظرى ، به معارضهء آنان پرداخته و براى مخالفت آنان اهميتى قائل نشدهاند ؟
عوام امت نيز همچنان ، به پيروى از گذشتگان ، در دين خود به غير اهل بيت عليهم السّلام مراجعه مىكنند ، بدون اينكه آن را كار خلافى بدانند .
بنابراين اگر آيات قرآن و سنت صحيح ، در آنچه شما مىگوييد ، صراحت داشت ، هرگز اهل قبله از علماى اهل بيت عدول نمىكردند و راضى به قرار دادن ديگرى به جاى