تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
مىكند . گمان مىكنم از آن موارد ، در كتاب مغازى ( جنگ‌ها ) ، اشربه ( آشاميدنىها ) و باب فضايل اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله باشد . وى از يحيى بن حمزة ، صدقة بن خالد ، عبد الحميد بن ابى العشرين و غير از اينها حديث نقل مىكند . در ميزان الاعتدال مىگويد : مردم بسيارى براى فراگرفتن قرائت و حديث به سوى او رخت سفر مىبستند و از او حديث نقل مىكنند . وليد بن مسلم كه وى از اساتيد اوست ، از او حديث نقل مىكند . وى با اجازه از ابو لهيعه روايت نقل مىكند . عبدان گفته است : در دنيا مثل او نبود ، و ديگرى مىگويد : هشام مردى فصيح ، بليغ ، فهميده و پرعلم . . . بود . من مىگويم : وى مانند ديگر شيعيان معتقد بود كه الفاظ قرآن مخلوق خداوند است ؛ يعنى عين اين الفاظ بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله وحى شده است . از اين عقيده خبرى به احمد رسيد ، گفت : - چنان‌كه در شرح حال هشام ، در ميزان الاعتدال آمده است - من او را طيّاش و كودن يافتم ، خدا او را بكشد . احمد به نوشته‌اى از هشام دست يافت ، ديد در آغاز آن آمده است : « الحمد للّه الّذى تجلّى لخلقه بخلقه ؛ ستايش مخصوص خداوندى است كه با آفريدنش ، خويش را بر آفريدگان متجلى ساخت . » احمد ايستاد و نشست ، رعدوبرق نشان داد و دستور داد كسانى كه پشت سر هشام نماز خوانده بودند ، آن را اعاده كنند . با اين‌كه در سخن هشام از تنزيه خداى تعالى و تقديس او از كيفيت و مكان داشتن ، و تعظيم آيات او در آفرينش ، حقايقى است كه بر افراد بصير مخفى نيست ؛ زيرا سخن وى در حدّ اين گفته است كه : « و فى كلّ شىء له آية ؛ در هر چيزى ، نشانه‌اى از خدا وجود دارد . » بلكه عظيم‌تر و به مراتب رساتر از اين گفته است . اما علما و دانشمندان هم عصر ، طبق اجتهاد خود ، هركدام دربارهء ديگرى سخن مىگويد . هشام در سال 153 چشم به جهان گشود و در آخر ماه محرم سال 245 ديده از جهان