مىخواند . او از رؤسا و محدثانى است كه ابو اسحاق جوزجانى از آنها نام برده و گفته است : گروهى از اهل كوفه بودند كه مذهبشان مورد ستايش مردم نبود - به خاطر تشيع آنها - آنها رؤساى محدثان كوفه بودند . . .
علقمه و برادرش ، ابى ، از اصحاب على عليه السّلام بودند و در جنگ صفين شركت داشتند .
« ابى » در آن معركهء نبرد شهادت يافت . به او ابى الصلاة گفته مىشد ، به دليل اينكه بسيار نماز مىگزارد .
اما علقمه شمشيرش را از خون آن گروه باغى و ستمگر و طغيانگر سيراب ساخت .
پايش در آن معركه آسيب ديد . پس ، او از مجاهدان فى سبيل اللّه به شمار مىرود . او همچنان تا لحظهء مرگ ، بر دشمنى با معاويه باقى بود .
ابو برده نام علقمه را در زمرهء كسانى كه براى ديدار معاويه در ايام زمامداريش بايد بروند نوشت . علقمه راضى نشد و در نامهاى به ابو برده نوشت : « امحنى امحنى ؛ نام مرا محو كن . »
اين مطلب را ابن سعد ، در كتاب طبقات ، ( صفحهء 57 ) جزء شش ، در شرححال علقمه آورده است .
عدالت و جلالت علقمه از نظر اهل سنت ، با آگاهى از تشيع او ، از مسلمات است .
اصحاب صحاح سته و ديگران به احاديثش استدلال كردهاند .
شما مىتوانيد احاديث او را در صحيح بخارى و صحيح مسلم ، از ابن مسعود ، ابو دردا و عايشه ملاحظه كنيد . اما احاديثى كه او از عثمان و ابن مسعود نقل نموده را در صحيح مسلم مىتوانيد بخوانيد .
فرزند برادرش ، ابراهيم نخعى ، از او حديث نقل كرده كه در صحيح بخارى و صحيح مسلم آمده است . و نيز عبد الرحمن بن يزيد ، ابراهيم بن يزيد و شعبى رواياتى از او نقل كردهاند كه در صحيح مسلم وجود دارد .
وى در سال 62 ، در كوفه از جهان رخت بربست . خداى رحمتش كند .
* * *
المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 164
مساهمون: السيد عبد الحسين شرف الدين
ص١٦٤