تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
است ، ولى در دينش ، متهم است ؛ يعنى عباد بن يعقوب . عباد همان كسى است كه از فضل بن قاسم ، از سفيان ثورى ، و او از زبيد ، و او از مرّه ، نقل نموده است : ابن مسعود اين آيه را چنين قرائت نمود : « و كفى اللّه المؤمنين القتال بعلىّ ؛ خداوند مؤمنان را به وسيلهء على عليه السّلام از جنگ نجات داد . » و نيز ، او روايت كرده است - با اين سند : شريك از عاصم ، و او از ذر ، و او از عبد الله بن مسعود - كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « وقتى معاويه را بر منبر من ديديد ، او را بكشيد . » اين روايت را طبرى و ديگران نيز نقل نموده‌اند . عباد همواره مىگفت : « هركس ، روزانه در نمازش از اعداى آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله تبرى نجويد ، با آنها ( دشمنان آل محمّد ) محشور خواهد شد . » و مىگفت : خداوند عادل‌تر از آن است كه طلحه و زبير - را كه پس از بيعت با على عليه السّلام با او جنگيدند - به بهشت ببرد . صالح بن جزره مىگويد : عباد بن يعقوب ، عثمان را دشنام مىداد و عبادان اهوازى از فرد موثقى نقل نموده است كه عباد بن يعقوب گذشتگان ( يعنى غاصبان حق على عليه السّلام ) را دشنام مىداد . من مىگويم : با تمام آنچه گفته شد ، ائمهء اهل سنت همچون بخارى ، ترمذى ، ابن ماجه ، ابن خزيمه و ابن ابى داود از او حديث و علوم فرا گرفته‌اند . بنابراين او استاد و مورد اطمينان آنها مىباشد . ذهبى در ميزان الاعتدال درباره‌اش گفته است : « او از غاليان شيعه و از سران بدعت‌گذار آن است ، ولى در حديث صادق و راستگوست . » سپس آنچه را ما نقل كرديم ، در شرح حال او ، نقل كرده است . بخارى بدون واسطه در قسمت توحيد صحيح خود ، از او حديث نقل كرده است . وى در سال 250 از دنيا رفته است . خداى رحمتش كند . و اما در مورد دروغى كه قاسم بن زكرياى مطرز ، دربارهء حفر دريا و جريان آب آن ، به او نسبت داده است ، به روشنى مىدانيم كه دروغ است و به خداوند ، از سخنانى كه افراد