إليّ قد بلغني علّتك فاشتر صاعا من برّ ثمّ استلق على قفاك و انثره على صدرك كيف ما انتثر ، و قل اللّهمّ إنّي أسألك باسمك الّذي إذا سألك به المضطرّ كشفت ما به من ضرّ و مكّنت له في الأرض و جعلته خليفتك على خلقك أن تصلّى على محمّد و آل محمّد و أن تعافيني من علّتي ثمّ استو جالسا و اجمع البرّ من حولك و قل مثل ذلك و اقسمه مدّا مدّا لكلّ مسكين و قل مثل ذلك ، قال داود : ففعلت ذلك فكانّما نشطت من عقال و قد فعله غير واحد فانتفع به .
[ الحديث 1517 استحباب الإجمال في طلب الرزق ]
في الوسائل : ( كتاب التجارة ) باب « استحباب الإجمال في طلب الرزق » عن مرازم بن حكيم ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام عن آبائه عليهم السّلام عن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قال : إنّ الرّوح الأمين جبرئيل أخبرني عن ربّي أنّه لن تموت نفس حتّى تستكمل رزقها ، فاتّقوا اللّه و أجملوا في الطلب ، و اعلموا أنّ الرزق رزقان :
هامش
صادق ( ع ) رسيد ، پس حضرت به من نوشت كه خبر بيماريت به من رسيد ، پس ( جهت شفاء خود ) يكمن گندم خريدارى نما و به پشت خود بخواب و آن گندم را بر سينهات بريز هرطور كه ريخته شود و بگو : ( يعنى اين دعا را بخوان )
اللهم انى أسألك باسمك الذى اذا سألك به المضطر كشفت ما به من ضر و مكنت له في الارض و جعلته خليفتك على خلقك أن تصلّى على محمد و آل محمد و أن تعافينى من علتى .
پس بنشين و گندم را از اطراف خودت جمع نما و همان دعا را بخوان و گندم را براى هر فقير و بينوائى يك چارك يك چارك قسمت كن و بار ديگر دعا را بخوان ، داود گويد : آن را بجا آوردم ( يعنى بدستور حضرت عمل نمودم ) پس گويا كه من از پابند رهائى يافتم ( كنايه از آنست كه به زودى و آسانى مرض سخت من بر طرف شد ) و بسيارى از بيماران اين عمل را انجام دادند و به آن سودمند گرديدند .
( 1 ) 1517 - در وسائل : ( كتاب تجارت ) باب « استحباب اختصار در طلب روزى » از مرازم از حضرت صادق از پدران گراميش عليهم السّلام از رسول خدا ( ص ) روايت شده كه فرمود : همانا روح الامين جبرئيل از جانب پروردگارم مرا خبر داد كه البته هيچ كس نميميرد تا آنكه روزى خود را بپايان رساند ، پس از ( نافرمانى ) خداوند بپرهيزيد و در طلب روزى بسيار كوشش ننمائيد و بدانيد كه روزى دو قسم است : يك قسم روزى آنست كه شما آن را طلب ميكنيد ( و به جهت بدست آوردنش ميكوشيد ) و يك قسم رزق و روزى باشد كه آن شما را طلب مىكند ( و خواه و ناخواه بشما ميرسد ) .آنچه نصيب است نه كم ميدهند * گر نستانى بستم ميدهند