[ مقدمه ]
بسم اللّه الرحمن الرحيم و به ثقتى افتتاح كلام به نام واجب الاعظام پادشاهى سزد كه به مقتضاى حكمت بالغهء ازليّه ، وضع قانون شريعت غرّا « 1 » و ملّت بيضا « 2 » را باعث انتظام مصالح جمهور و ارتباط مفاصل امور ساخت ، و جهت تشييد « 3 » مبانى شرع انور و اجراى مراسم دين ازهر ، رايت دولت ملوك معدلت شعار و سلاطين نصفت « 4 » كردار را به ذروهء « 5 » بروج عظمت و اوج سپهر جلالت برافراخت . و صلوة نامحدود و درود غيرمعدود بر ذات كاملى كه به حسب باطن معنى قدسى ، فاتحهء كتاب ابداع و اختراع است ، و به حسب ظاهر صورت انسى ، متمّم مكارم اخلاق و خاتم لطايف اصطناع « 6 » . و بر آل طيّبين و اهل بيت طاهرين آن حضرت ، كه هريك از ايشان بر مشارق افلاك تقدّس و هدايت آفتابىاند عالمآرا و بر مطالع بروج ارشاد و راهنمايى تيرىاند بر اوج عزّ و اعتلا - صلّى اللّه عليه و آله الطّيّبين الطّاهرين ما دامت الارض و السّماء .
امّا بعد ، در اين ايّام فرخنده آغاز سعادت انجام ، رحمت عام سبحانى و نعمت كاملهء يزدانى شامل حال عباد بلاد گرديده ، اورنگ « 7 » سلطنت و جهانبانى و مسند عظمت و گيتىستانى به لوامع « 8 » انوار جبين شاهنشاهى زيب و زينت گرفته ، كه جهانبين اهل جهان به انوار عدل شاملش روشن است ؛ و بسيط عرصهء گيتى از يمن عطاى كاملش گلشن سپهر ، با آنكه همه تن بينايى است ، چنين لمعهء « 9 » نورى نديده . و مهر با آنكه سراپا همه روشنايى است از بارق « 10 » عقل او مستنير « 11 » گرديده ، ظفر و نصرت ملازمان علم اقبالش ، عظمت و شوكت ساكنان عتبهء « 12 » اجلالش ، روايح اخلاق عنبرينش ، نسيم عنبر شميم « 13 »
هامش
( 1 ) . سپيد ، روشن و درخشان .
( 2 ) . سپيد ، روشن .
( 3 ) . برافراشتن ، استوار كردن .
( 4 ) . انصاف ، عدل ، داد .
( 5 ) . بالاى هرچيز ، قلّه ، نوك .
( 6 ) . نيكويى كردن .
( 7 ) . تخت ، سرير .
( 8 ) . جمع « لامعه » است به معنى درخشان و تابان .
( 9 ) . روشنى ، پرتو .
( 10 ) . درخشنده ، تابان .
( 11 ) . روشن .
( 12 ) . آستانه .
( 13 ) . بوى خوش .