تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
عيبها و نقصانها تنزيه كردنى . هيچ دانشى نيست ما را ، الّا آنچه تو سابقا به ما آموختى . و قابليت ترقّى از آن مرتبه به حصول تعلم جديد ما را ممكن نيست . »
إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ
« 1 » « به درستى كه تويى و تويى داناى خبردار . » لاجرم دانى كه ، كه را قابليت رتبهء خلافت است ؛ و تويى محكم‌كار صايب‌كردار ، يا حكم‌كننده و حكمت‌ورزنده در آفرينش هرچيز . و حكمت شامل است علم را به وجهى كه بايد ، و عمل را به نحوى كه شايد . و حكمت منتهاى علم است و علم مبدأ حكمت . بعضى نقل كرده‌اند كه چون فرشتگان اظهار عجز نموده ، تمهيد معذرت نمودند ، امر شد تا منبرى از نور آوردند و حضرت آدم را عليه السّلام به تعظيم تمام بر آن منبر نشاندند و فرشتگان بر حوالى منبر برپاى ايستادند . پس از آن ، حق - سبحانه و تعالى فرمود « 2 » :
يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ
« 3 » يعنى : « اى آدم ! خبر ده ايشان را به نامهاى ايشان . »
فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ
« 4 » « پس ، آن هنگام كه خبر كرد آدم ملائكه را . »
بِأَسْمائِهِمْ
« 5 » « به نامهاى ايشان » ، يا خواصّ و منافع موجودات كه اين فلان است و فلان را شايد [ 128 آ ] و آن فلان است و به فلان كار آيد .
قالَ
« گفت » خداى عز و جلّ :
أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ
« 6 » « آيا نگفتم مر شما را اى فرشتگان ؟ »
إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« 7 » به درستى كه من مىدانم آنچه پوشيده است از احوال آسمانها و زمين . »
وَ أَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ
« 8 » « و مىدانم آنچه شما ظاهر مىكنيد و آنچه پنهان مىداريد . » و محصل جواب شبههء ملائكه آن است كه اگرچه شما را وصف تسبيح و تقديس حاصل است ، امّا علم حضرت آدم بيش از شماست . پس ، او را بر شما فضل و تفوّق و رجحان بوده باشد . و هركه در مضمون اين آيات شريفه تأمل مىنمايد ، كمال مرتبه علم و علوّ رفعت شأن علما ظاهر مىشود و معلوم مىشود كه هيچ كمالى با علم برابر
هامش
( 1 ) . همان . ( 2 ) . بعد از « فرمود » ، كلمات « قال گفت » آمده بود كه حذف شد « قال » جزء آيه فوق و چنين است : « قال : يا آدم ! انبئهم . . . » . ( 3 ) . بقره : 32 . ( 4 ) . همان . ( 5 ) . همان . ( 6 ) . همان . ( 7 ) . همان . ( 8 ) . همان .