فصل دوم : در فضيلت علم و عقل و بيان علوّ مرتبهء علما و عقلا
در قرآن مجيد آيات متعدّده دلالت بر فضل علم و علما مىكند . از آن جمله خداى عز و جلّ فرموده :
قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ
« 1 » يعنى : « بگو آيا برابرند آن كسانىكه عالم و دانايند و آن كسانىكه جاهل و نادانند ؟ » و فرموده :
يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ
« 2 » يعنى : « بلند مىگرداند خداى عز و جلّ آن كسانى را كه ايمان آوردهاند و آن كسانىكه اتيان علم به ايشان شده درجهها . » و فرموده :
إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ
« 3 » [ 127 آ ] يعنى : « خشيّت ندارد از خداى عز و جلّ از بندگان او ، الّا علما . » و خداى عز و جلّ در قرآن مجيد فرموده :
وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
« 4 » يعنى : « ياد كن اى محمد ! وقتى را كه پروردگار تو گفت به فرشتگان كه ، به درستى كه من آفرينندهام يا گردانندهام در زمين كسى [ را ] كه خليفه باشد و بر خلق اوامر و نواهى او لازم و متّبع باشد . »
قالُوا
[ يعنى : ] گفتند آن فرشتگان :
أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ
« 5 » يعنى : « آيا مىگردانى در زمين كسى كه فساد كند در زمين و خونها بريزد ؟ »
وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ
يعنى : « و حال آنكه ما فرشتگانيم . به پاكى ياد مىكنيم تو را به امر يا به توفيق تو كه موجب حمد است ، يا ذكر و تسبيح تو مىگوييم و ذكر مىكنيم تو را به قدس ، و آن پاكيزگى باشد از هر ناشايستى . »
قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ
خداى عز و جلّ در جواب ايشان فرمود : « به درستى كه من مىدانم در آفرينش اين خليفه از حكمتها و مصلحتها آنچه شما ندانيد . »
و همانا خلاصه سؤال ملائكه آن است كه ، آدم را خليفه مىسازيد و بر ما ترجيح و تفضيل مىدهيد و حال آنكه مقتضاى طبع بشر فساد و خونريزش است و ما مسبّحان و مقدّسانيم . و همانا مراد آن است كه طبع و سرشت ما ذكر و تسبيح و تقديس است و ما را اشتغال و اهتمام به امرى ديگر نيست كه از ما بدى و فسادى به وجود آيد . پس ، چگونه بشر را بر ما ترجيح تواند بود ؟ و خلاصهء جواب حضرت حقّ - جلّ و علا - آن است كه ،
هامش
( 1 ) . زمر : 9 .
( 2 ) . مجادله : 11 .
( 3 ) . فاطر : 28 .
( 4 ) . بقره : 30 .
( 5 ) . همان .