است چگونه مىتواند بنده فاعل آن باشد ، و يك فعل ميان دو فاعل نامفهوم است ، مىگويم : آرى اگر فاعل داراى يك معنا باشد مطلب نامفهوم است و چنانچه داراى دو معنا و اسم ميان آن دو مجمل و مردّد باشد تناقضى وجود نخواهد داشت . چنان كه مىگويند : امير فلان را كشت ، و مىگويند : جلّاد فلان را كشت ، در اين جا كشتن امير به يك معناست و كشتن جلّاد به معنايى ديگر . به همين گونه فاعليّت بنده به يك معناست و فاعل بودن خداوند به معنايى ديگر . معناى فاعل بودن خداوند اين است كه او مخترع و ايجاد كننده است ، و معناى فاعليّت بنده اين است كه او محلّى است كه خداوند در او قدرت آفريده پس از آن كه در او اراده و علم را خلق كرده است . پس قدرت به اراده ، و حركت به قدرت مانند رابطهء شرط با مشروط ارتباط يافت ، و قدرت بنده مانند رابطهء علّت با معلول يا اختراع شده با اختراع كننده با قدرت حقّ تعالى مربوط گرديد . و هر چه با قدرت به هر نوعى ارتباط داشته باشد محلّ قدرت را فاعل او گويند ، چنان كه جلّاد و امير را قاتل مىگويند زيرا قتل به قدرت آنها مربوط است ليكن به دو صورت مختلف به همين سبب كشتن را عمل آنها مىگويند ، ارتباط مقدور ميان دو قدرت نيز به همين گونه است و به سبب توافق اين معنا خداوند در قرآن افعال را گاهى به فرشتگان و زمانى به بندگان و گاهى ديگر عين همانها را به خودش نسبت داده است . در مورد مرگ فرموده است :
قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ
، « 46 » سپس فرموده است :
اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها
؛ « 47 » و نيز :
أَ فَرَأَيْتُمْ ما تَحْرُثُونَ ، أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ
، « 48 » كه كشت كردن را به ما نسبت داده ، و نيز فرموده است :
أَنَّا صَبَبْنَا الْماءَ صَبًّا ، ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا ، فَأَنْبَتْنا فِيها حَبًّا وَ عِنَباً وَ قَضْباً
؛ « 49 » و نيز :
فَأَرْسَلْنا إِلَيْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا
، « 50 » سپس فرموده است :
فَنَفَخْنا فِيها مِنْ رُوحِنا
، « 51 » و دمنده جبرئيل است ، همچنين فرموده است :
فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ
، « 52 » در
هامش
( 46 ) سجده / 11 : بگو فرشتهء مرگ كه بر شما مأمور شده ( روح ) شما را مىگيرد .
( 47 ) زمر / 42 : خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض مىكند .
( 48 ) واقعه / 63 و 64 : آيا هيچ دربارهء آنچه كشت مىكنيد انديشيدهايد ؟ آيا شما آن را مىرويانيد ؟
( 49 ) عبس / 25 تا 28 : ما آب فراوانى از آسمان فرو ريختيم ، سپس زمين را از هم شكافتيم ، و در آن دانههاى فراوانى رويانديم ، و انگور و سبزى بسيار .
( 50 ) مريم / 17 : . . . در اين هنگام ما روح خود را به سوى او فرستاديم و او در شكل انسانى بىعيب و نقص بر مريم ظاهر شد .
( 51 ) انبياء / 91 : و ما از روح خود در او دميديم .
( 52 ) قيامت / 18 : و هنگامى كه ما آن را خوانديم از آن پيروى كن .