مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ . . .
« 73 » و نيز :
فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ . . .
؛ « 74 » و نيز :
وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ
؛ « 75 » و نيز :
وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ
. « 76 » اينها شرايط چهارگانهاى براى رهايى از خسران است . ترس پيامبران با آن كه نعمتهاى الهى بر آنها جارى بود بدان سبب بود كه خود را از مكر الهى ايمن نمىدانستند چه
فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ
« 77 » تا آن حدّ كه پيامبر ( ص ) و جبرئيل ( ع ) از خوف خدا گريستند ، و خداوند به آنها وحى فرمود : چرا گريه مىكنيد و حال آن كه من شما را ايمن گردانيدهام ؟ عرض كردند : چه كسى از مكر تو ايمن است ؟ « 78 » گويى چون آنها مىدانستند كه خداوند علّام الغيوب است و آنها بر غايات و مصالح امور آگاهى ندارند خود را از اين ايمن نديدند كه قول خداوند كه به آنها فرمود : من شما را ايمن گردانيدهام از باب ابتلا و آزمايش آنهاست و مكرى از سوى او نسبت به آنها بوده است تا هر گاه ترس آنها فرو نشيند روشن شود كه آنها خود را از مكر خدا ايمن دانستهاند و به گفتار خود وفا نكردهاند . چنان كه ابراهيم ( ع ) به هنگامى كه در منجنيق نهاده شد گفت : حسبى اللّه ( خداوند مرا بس است ) و اين از ادّعاهاى بزرگ بود از اين رو خداوند او را امتحان كرد و جبرئيل را فرستاد و در هوا به او گفت : هيچ حاجتى دارى ؟ پاسخ داد : امّا به تو نه ، و اين پاسخ وفاى به مقتضاى گفتارش بود كه گفت : حسبى اللّه . خداوند از اين امر خبر داده و فرموده است :
وَ إِبْراهِيمَ الَّذِي وَفَّى
« 79 » يعنى به موجب گفتارش « حسبى اللّه » وفا كرد . و نظير اين را دربارهء موسى ( ع ) خبر داده و فرموده است :
هامش
( 73 ) شورى / 20 : كسى كه زراعت آخرت را بخواهد به او بركت مىدهيم و بر محصولش مىافزاييم .
( 74 ) زلزله / 7 : پس هر كس به اندازهء سنگينى ذرّهاى كار خير انجام داده ( پاداش ) آن را مىبيند .
( 75 ) فرقان / 23 : و ما به سراغ اعمالى كه انجام دادهاند مىرويم و آنها را همچون ذرّات غبار پراكنده در هوا مىكنيم .
( 76 ) عصر / 2 و 3 و 4 : انسانها همه در زيانند جز كسانى كه ايمان آوردهاند و اعمال شايسته انجام دادهاند و يكديگر را به حقّ سفارش و به شكيبايى و استقامت توصيه كردهاند .
( 77 ) اعراف / 97 : . . . در حالى كه از مكر ( و مجازات ) خدا جز زيانكاران ايمن ( و غافل ) نخواهند بود .
( 78 ) عراقى گفته است : ابن شاهين آن را در كتاب شرح السّنة از حديث عمر روايت كرده است ، و آن در مجلسى از امالى ابن سعيد نقّاش با سندى ضعيف براى ما روايت شده است .
( 79 ) نجم / 37 : و در كتب ابراهيم همان كسى كه وظيفهاش را به طور كامل ادا كرد .