ساخته باشد . سپس مىگويد : در اين هنگام است كه ( اين شخص ) عقلش كامل مىشود و بر اهل زمان خود سرورى مىيابد . اين بود سخن ( وهب بن منبّه ) ، خلاصه كسى كه جايز بداند در پيشگاه خدا شقّى باشد و در حكم ازلى الهى از پيش به شقاوت او حكم شده باشد به هيچ وجه راهى براى تكبّر كردن وى باقى نخواهد بود ، آرى هر گاه ترس بر او غالب باشد هر كسى را بهتر از خود مىداند و اين صفت خود ، فضيلت است ، چنان كه روايت شده عابدى به كوهى پناه برد . پس در خواب به او گفته شد : نزد فلان كفّاش برو و از او تقاضا كن برايت دعا كند . پس نزد كفّاش آمده و از عملش پرسيد . كفاش به او خبر داد كه روز روزه مىگيرد و مالى به دست مىآورد و بعضى از آن را صدقه مىدهد و با بعضى عائلهاش را روزى مىدهد . پس عابد برگشت در حالى كه مىگفت : اين كار خوبى است ولى مانند كسى نيست كه براى بندگى خدا تمام وقت آسوده است . پس دوباره در خواب كسى نزد او آمد و به او گفته شد : نزد كفاش برو و به او بگو : اين زردى چهرهات بر اثر چيست ؟ پس آمد و از او پرسيد ، كفّاش به او گفت : هيچ يك از مردم را نديدم ، جز آن كه به دلم گذشت كه او اهل نجات است و من اهل هلاكت . پس عابد گفت : به وسيلهء اين ( بيم داشتن از عاقبت ) زرد رنگ است .
آنچه بر فضيلت اين خصلت دلالت دارد آيه :
وَ الَّذِينَ يُؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ
. « 155 » يعنى عبادات را انجام داده در حالى كه سخت از قبول شدنش ترسانند .
خداوند فرمود :
إِنَّ الَّذِينَ هُمْ مِنْ خَشْيَةِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ
. « 156 » خداوند فرمود :
إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنا مُشْفِقِينَ
؛ « 157 » و خداوند فرشتگان را كه از گناهان منزّهند و با جدّيت بر عبادات مواظبت مىكنند به مهربانى توصيف كرده و فرموده است :
هامش
( 155 ) مؤمنون / 62 : و آنها كه در انجام طاعات نهايت كوشش را مىكنند اما با اين حال دلهايشان ترسناك است .
( 156 ) مؤمنون / 59 : آنان كه از خوف پروردگارشان بيمناكند .
( 157 ) طور / 27 : ( مىگويند ) : در ميان خانوادهء خود ترسان بوديم .