مىدارد و بر اثر تكبّر در تاريكى جهل مىماند . پس از اطاعت ( پيامبر ) خوددارى مىكند ، به اين گمان كه خود بر حق است و گاه با اين كه پيامبر را مىشناسد اطاعت نمىكند ، زيرا نفسش او را براى اطاعت از حق و تواضع در برابر آن همراهى نمىكند ؛ چنان كه خداوند از قول كافران نقل مىكند :
أَ نُؤْمِنُ لِبَشَرَيْنِ مِثْلِنا
« 89 » ؛ و
إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا
« 90 » ؛
وَ لَئِنْ أَطَعْتُمْ بَشَراً مِثْلَكُمْ إِنَّكُمْ إِذاً لَخاسِرُونَ
« 91 » ؛
وَ قالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْمَلائِكَةُ أَوْ نَرى رَبَّنا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ وَ عَتَوْا عُتُوًّا كَبِيراً
« 92 » ؛ و قالوا
لَوْ لا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيراً
« 93 » فرعون در آنچه خدا از قول او خبر داده گفته است :
أَوْ جاءَ مَعَهُ الْمَلائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ
« 94 » و قال اللّه تعالى :
وَ اسْتَكْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ
« 95 » . پس او بر خداى متعال و تمام پيامبرانش تكبّر ورزيد . وهب گويد : موسى ( ع ) به فرعون گفت : اى فرعون ايمان بياور و سلطنتت از آن خودت باشد گفت : تا با هامان مشورت كنم ، پس با هامان مشورت كرد و هامان به او گفت : در حالى كه خدايى هستى مورد پرستش ، بندهاى پرستنده شدى ؛ و فرعون از بندگى خدا و پيروى موسى ( ع ) خوددارى كرد . قريش گفتند :
لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ
. « 96 » قتاده گويد : منظور از بزرگ دو قريه وليد بن مغيره و ابو مسعود ثقفى بودند كه در
هامش
( 89 ) مؤمنون / 49 : آيا ما به دو انسان همانند خودمان ايمان بياوريم .
( 90 ) ابراهيم / 11 : شما انسانهايى همانند ما هستيد .
( 91 ) مؤمنون / 36 : و اگر از بشرى همانند خودتان اطاعت كنيد مسلما زيانكاريد .
( 92 ) فرقان / 22 : و آنها كه اميدى به لقاى ما ندارند ( و رستاخيز را منكرند ) مىگويند : چرا فرشتگان بر ما نازل نمىشوند ؟ و يا پروردگارمان را با چشم خود نمىبينيم ؟ آنها دربارهء خود تكبّر ورزيدند و طغيان بزرگى كردند .
( 93 ) فرقان / 8 : و گفتند : چرا فرشتهاى بر او نازل نشده كه همراه وى مردم را انذار كند ؟ ( و گواه صدق دعوت او باشد )
( 94 ) زخرف / 54 : يا اين كه چرا فرشتگان همراه او نيامدهاند ؟ ( تا گفتارش را تأييد كنند . )
( 95 ) قصص / 39 : ( سرانجام فرعون و لشكريانش بناحق در زمين استكبار كردند .
( 96 ) زخرف / 32 : چرا اين قرآن بر مرد بزرگى ( مرد ثروتمندى ) از اين دو شهر ( مكه و طائف ) نازل نشده است ؟ !