تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢

فصل : سؤال از فايده دعا و پاسخ آن

( 1 ) غزّالى مىگويد : اگر كسى بگويد : چون قضاى الهى برگشتنى نيست دعا چه سودى دارد ؟ پاسخ اين است كه دفع بلا با دعا نيز از قضاى خداوند است و دعا سبب ردّ بلا و جلب رحمت الهى است ، چنان كه سپر وسيلهء دفع تير ، و آب سبب روييدن گياه از زمين است و همان گونه كه تير و سپر همديگر را دفع مىكنند دعا و بلا نيز درد و درمان يكديگرند . شرط اعتراف به قضاى الهى آن نيست كه براى دفع دشمن سلاح برنگيرند در حالى كه خداوند فرموده است :
خُذُوا حِذْرَكُمْ *
« 16 » و يا به زمين پس از پاشاندن تخم آب ندهند و گويند اگر قضا جارى شده كه گياه برويد بىآب دادن مىرويد بلكه بايد دانست كه ارتباط اسباب با مسبّبات نخستين قضاى خداوند است كه آن را به يك چشم به هم زدن تشبيه فرموده است و ترتّب يكايك مسبّبات بر هر يك از اسباب بر اساس تدريج و تقدير همان قدر است . و بىشكّ آن كه خير را مقدّر كرده تقدير او علّت و سببى دارد ، و آن كه شرّ را مقدّر كرده براى رفع آن نيز سببى را تقدير و مقرّر كرده است ، پس نزد اهل بينش تناقضى در اين امور نيست . وانگهى در دعا فوايدى است كه ما آن را در باب ذكر ياد كرده‌ايم ، و در دعا نيز حضور قلب لازم است و اين خود نهايت عبادت است ؛ چه پيامبر خدا ( ص ) فرموده است : « دعا مغز عبادت است . » « 17 » غالب مردم تنها زمانى دلهايشان به ياد خدا مىافتد كه آنها را حاجتى فرا رسد و مشكلى برايشان پيش آيد ، و خداوند دربارهء انسان فرموده است :
إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعاءٍ عَرِيضٍ
« 18 » ، زيرا حاجت او را به دعا محتاج مىكند و دعا دل را با تضرّع و فروتنى متوجّه خداوند مىگرداند و بدين گونه ذكر كه اشرف عبادات است براى انسان حاصل مىشود ، از اين رو بلا بر پيامبران و اولياء و پس از آنها به ترتيب بر آن كه بهتر و به خدا نزديكتر است
هامش
( 16 ) نساء / 70 : . . . آمادگى خود را ( در برابر دشمن ) حفظ كنيد . ( 17 ) پيش از اين نقل شده ، الجامع الصحيح ترمذى ، ج 12 ، ص 266 . ( 18 ) فصّلت / 51 : . . . و هر گاه بدى به او رسد ( براى بر طرف شدن آن ) دعاى فراوان و مستمرّ دارد .