و نيز كلينى به سند خود « 28 » از حسن بن جهم روايت كرده كه گفته است :
شنيدم امام رضا ( ع ) مىفرمود : « دوست هر كسى عقل او و دشمنش جهل اوست . » غزّالى مىگويد :
بيان حقيقت عقل و اقسام آن
( 1 ) بدان كه مردم در تعريف عقل و اقسام و حقيقت آن دچار اختلاف شده ، و اكثر مردم از اين كه واژهء عقل بر معانى چندى اطلاق مىشود غافلند ، و همين غفلت سبب اختلاف آنها شده است . آنچه بحقّ مىتواند اين ابهام را رفع كند اين است كه عقل واژهاىست كه بالسّويه بر چهار معنا اطلاق مىشود ، همچنان كه واژهء عين ميان معانى متعدّدى مشترك مىباشد . و آنچه از قبيل اين واژههاست نمىتواند يك تعريف شامل همهء معانى مندرج در تحت آنها گردد ، بلكه هر يك از معانى آنها به شرحى كه در زير گفته مىشود بايد جداگانه مورد بررسى قرار گيرد :
اوّل - اين كه عقل صفتى است كه انسان از ديگر جانوران بدان ممتاز مىشود ، و همان چيزى است كه آدمى به وسيلهء آن براى قبول دانشهاى نظرى و تدابير پنهانى فكرى آمادگى يافته است . حارث محاسبى « 29 » همين را اراده كرده كه گفته است : عقل غريزهاى است كه به وسيلهء آن علوم نظرى ادراك و صناعات طرحريزى و اجرا مىشود . و گويا نورى است كه در دل مىتابد ، و به وسيلهء آن دل براى درك اشيا مهيّا مىگردد . و آن كه اين مطلب را انكار كرده ، و عقل را به علوم ضرورى مربوط دانسته حقّ انصاف را ادا نكرده است ، چه خفته و فاقد علم را به اعتبار وجود همين غريزه با همهء بىعلمى عاقل مىدانند . و همان گونه كه حيات غريزهاى است كه به وسيلهء آن جسم براى حركات اختيارى و ادراكات
هامش
( 28 ) كافى ، ج 1 ، ص 11 ، به شمارهء 4 .
( 29 ) ابو عبد الله حارث بن اسد محاسبى از مشايخ بزرگ صوفيّه ، و اصلا از مردم بصره بوده ، و به سال 243 در بغداد فوت كرده است ( طرائق ) . - م .