هر موضعى مصلحت آن موضع را از آنچه مادهء معين ( و مقدار معين خ ل ) تقدير احتياجى كه باشد اقتضاء كند رعايت بتقديم رسانند و واجب نبود كه تصور كنند اعداد درها و انگشتريهاى مختلف كه در وجود توان آورد و اعداد فساديكه در طريق صناعت افتد و چون انحرافات راجع به دو نوع است
يكى آنچه از مجاوزت در طرف افراط لازم آيد ، و ديگرى آنچه از از مجاوزت در طرف تفريط لازم آيد .
پس بازاى هر فضيلتى دو جنس رذيلت باشد كه آن فضيلت وسط بود و آن دو رذيلت دو طرف .
و چون بيان كرده آمد كه اجناس فضايل چهار است ، پس اجناس رذايل هشت باشد :
دو از آن بازاى حكمت و آن سفه بود و بله . و دو بازاى شجاعت و آن تهور بود و جبن . و دو بازاى عفت و آن شره بود و خمود شهوت . و دو بازاى عدالت بود و آن ظلم بود و انظلام .
و اما سفه و آن در طرف افراط است استعمال قوت فكرى بود در آنچه واجب نبود يا زياده بر آنچه واجب بود و بعضى آن را كرپزى خوانند .
و اما بله - و آن در طرف تفريط است تعطيل اين قوت بود باراده نه از روى خلقت .
و اما تهور - و آن در طرف افراط است ، اقدام بود بر آنچه اقدام كردن بر آن جميل نباشد .
و اما جبن - و آن در طرف تفريط است ؛ حذر بود از چيزى كه حذر از آن محمود نباشد .
و اما شره - و آن در طرف افراط است ، ولوع باشد بر لذت زياده از مقدار واجب .
اخلاق ناصرى ( فارسى ) — صفحة 83
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٨٣