و خيرات عامه امن بود و سكون و مودت با يكديگر و عدل و عفاف و لطف و وفا و امثال آن .
و شرور عامه خوف بود و اضطراب و تنازع و جور و حرص و عنف و غدر و خيانت و مسخرگى و غيبت و مانند آن ، و مردمان در هردوحال نظر بر ملوك داشته باشند و اقتداء بسيرت ايشان كنند و از اينجا گفتهاند :
الناس على دين ملوكهم و الناس بزمانهم اشبه منهم بآبائهم
و يكى از ملوك گويد : نحن الزمان من رفعناه ارتفع و من وضعناه اتضع و طالب ملك را بايد كه مستجمع هفت خصلت بود .
اول - ابوت ، چه نسبت حسب موجب استمالت دلها و افتادن وقع و هيبت در چشمها باشد به آسانى
دوم - علو همت ، و آن بعد از تهذيب قواى نفسانى و تعديل غضب و قمع شهوت حاصل آيد .
سوم - متانت رأى و آن به نظر دقيق و جودت فطرت و بحث بسيار و فكر صحيح و تجارب مرضى و اعتبار از حال گذشتگان حاصل آيد .
چهارم - عزيمت تام كه آن را عزم الرجال و عزم الملوك گويند و اين فضيلتى بود كه از تركب رأى صحيح و ثبات تمام حاصل آيد و اكتساب هيچ فضيلت و اجتناب از هيچ رذيلت بى اين فضيلت ميسر نشود و خود اصل باب در نيل خيرات اينست و ملوك محتاجترين خلق باشند بدان .
چنين گويند كه در مأمون خليفه شهوت گل خوردن پديد آمد ، و اثر نكابت آن بر او ظاهر شد ؛ در ازاله آن با اطباء مشورت كرد اطبا مجتمع شدند و در علاج آن مرض اصناف مداوات استعمال فرمودند ، چيزى از آن بانجاح مقرون نيامد ، تا روزى كه در حضور او انديشهء علاجى ميكردند و
اخلاق ناصرى ( فارسى ) — صفحة 258
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٢٥٨