و از ايشان گروهى كه باهل تحقيق نزديكترند گفتهاند كه عبادت خداى تعالى سه چيز است .
اول اعتقاد حق دوم قول صواب سوم عمل صالح و تفصيل هريك در هروقت و زمانى و بهر اضافتى و اعتبارى بر وجهى ديگر بود كه انبياء و علماى مجتهد كه ورثه انبياءاند بيان آن ميكنند بر عموم خلايق واجب بود انقياد و متابعت ايشان تا محافظت امر حق جل جلاله كرده باشند و ببايد دانست كه نوع انسان را در قرب به حضرت الهيت منازل و مقامات است و آن مقام چهار است :
مقام اول مقام اهل يقين است كه ايشان را موقنان خوانند و آن مرتبه حكماى بزرك و علماى كبار باشد .
مقام دوم مقام اهل احسان است كه ايشان را محسنان گويند و اينمرتبه كسانى بود كه با كمال علم بحيلهء عمل متحلى باشند و بفضايلى كه برشمرديم موصوف .
مقام سوم مقام ابرار بود و ايشان جماعتى باشند كه باصلاح بلاد و عباد مشغول باشند و سعى ايشان بر تكميل خلق مقصور بود .
مقام چهارم مقام اهل فوز بود كه ايشان را فايزان و مخلصان گويند و نهايت اينمرتبه منزل اتحاد بود و وراى اين نوع انسان هيچ مقام و منزلت صورت نبندد و استعداد اين منازل به چهار خصلت باشد .
اول حرص و نشاط در طلب .
دوم اقتناى در علوم حقيقى و معارف يقينى .
سوم حيا از جهل و نقصان قريحتى كه نتيجهء اهمال بود .
چهارم ملازمت سلوك طريق فضايل بحسب طاقت و اين اسباب را اسباب اتصال به حضرت حق خوانند .
اخلاق ناصرى ( فارسى ) — صفحة 106
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص١٠٦