( 44 ) علامة الصّديق اذا اراد ان يهجرك ان يؤخّر الجواب ، و لا يبتدىء بالكتاب . ترجمه : نشان دوست كه از تو خواهد بريد آن بود كه جواب نامه دير نويسد ، و بابتدا نامه ننويسد .
( 45 ) فقد الاخوان هدّ « 1 » الاركان . ترجمه : نايافتن دوستان شكستن اركان بود .
( 46 ) كثرة العتاب يورث الضّغينة و يولد البغضة . ترجمه :
عتاب بسيار كينه آورد ، و دشمنى از آن تولد كند .
( 47 ) اوّل القطيعة التّجنّى . ترجمه : اول بريدن تجنى « 2 » بود .
( 48 ) لا تصرم اخاك على ارتياب ، و لا تقطعه دون استعتاب ! ترجمه : بتهمت از برادر مبر ، و ازو دورى مكن الا در طلب آشتى .
( 49 ) لا تضيّع حقّ اخيك اتّكالا على ما بينك و بينه ، فانّه ليس باخ لك من ضيّعت حقّه . ترجمه : حق برادر خود ضايع مگردان از روى تكيه بر آنچه ميان تو و او است ، كه برادر نبود كسى كه حق او ضايع گذارى .
( 50 ) لا يكون الصّديق « 3 » صديقا حتّى يحفظ اخاه فى ثلث :
نكبته : و غيبته ، و وفاته . ترجمه : دوست دوست نبود تا تو را در سه حال نگاه ندارد : در نكبت ، و در غيبت ، و بعد از وفات .
هامش
( 1 ) - اصل : هذا ( گويا درست نيست زيرا گرچه « هذأ » به معناى بريدن و تباهى آمده ولى « هد » درباره ساختمان و به معناى ويران ساختن به كار برده شده است ) .
( 2 ) - تجنى كسى را بگناهى كه نكرده است نسبت دادن .
( 3 ) - اصل : تصديق .