( 5 ) ما جبل اللّه و ليّا له الّا على السّخاء ، و حسن الخلق . الجنّة دار الاسخياء . ترجمه : خدا هيچ دوست نيافريده الا بر جوانمردى و خوشخويى .
بهشت سراى جوانمردان بود .
( 6 ) سئل اىّ الايمان افضل ؟ [ قال : ] الصّبر و السّماحة . السّخاء خلق اللّه الاعظم . ترجمه : از پيمبر پرسيدند كه كدام ايمان بهتر ؟ گفت : صبر و جوانمردى . [ جوانمردى ] بزرگوارترين خلق خداى است .
( 7 ) خلقان يحبّهما اللّه ، و خلقان يبغضهما اللّه . فامّا الّذان يحبّهما اللّه فحسن الخلق و السّخاء ، و امّا الّذان يبغضهما اللّه فسوء الخلق و البخل . ترجمه : خداى دو خلق را دوست دارد و دو خلق را دشمن . اما آن دو خلق را كه دوست دارد خوش خويى و سخاوت بود ، و دو خلق را كه دشمن دارد بدخويى و بخيلى باشد .
( 8 ) تجافوا عن ذنب « 1 » السّخى ! فانّ اللّه آخذ بيده كلّما عثر .
اسمح ! يسمح لك « 2 » . ترجمه : از گناه سخى درگذريد ! كه خدا دست او بگيرد چون بسر درآيد . جوانمردى كن ! تا با تو چنان كنند .
( 9 ) طعام الجواد دواء و طعام البخيل داء . من ايقن بالخلف جاد بالطّبيعة . ترجمه : طعام جوانمرد دارو و شفا بود ، و طعام بخيل درد و رنج .
هر كه بيقين داند كه خدا عوض باز خواهد داد ، عطا بدهد ، يعنى : خداى را تصديق كرده باشد .
هامش
( 1 ) - اصل : الذنب .
( 2 ) - اصل : ملك .