كه : بجان من كه تو اولى كه آن اول را آخرى نيست ، يعنى : پدران تو كه از سلف نيكاند ، و تو خلف بد ايشان را .
( 33 ) سئل حكيم : ما بال الاغنياء يتيهون و يتكبّرون ، و العلماء لا يفعلون ذلك ؟ ! و قال : لمعرفة العلماء بانّ ذلك لا يليق بهم ، و انّ العلم الّذى به بانوا « 1 » منتهاهم فيه الى اللّه ، و اللّه لا يماجد و لا يفاخر و لا يجاود و لا يكاثر . ترجمه : از حكيمى پرسيدند كه : چرا توانگران تكبر كنند و عالمان تكبر نكنند ؟ ! گفت : زيرا كه عالمان دانند كه آن لايق ايشان نيست ، و آن علم كه ايشان به آن متميزاند نهايت ايشان به آن علم با خدا بود ، و خدا از آن بزرگتر است كه با او بزرگى كنند و مفاخرت كنند و بجود « 2 » نورد كنند ، و بمال مباهات كنند . پس چون نهايت كار ايشان با كسيست كه ازين شوايب و نقصانها منزه باشد ، ايشان ازين معايب اجتناب نمايند .
شعر :
النّاس من جهة التّمثال اكفاء * ابوهم آدم و الامّ حوّاء
فان يكن لهم فى اصلهم شرف * يفاخرون به فالطّين و الماء
هامش
( 1 ) - اصل : يأتو .
( 2 ) - اصل : و به خود .