ترجمه : بسيار خنده كردن دل بميراند . و هر كه بسيار گويد خطاى او بسيار بود ، و هر كه خطا بسيار كند گناه او بسيار بود ، و هر كه گناه او بسيار بود بدوزخ اولى بود .
( 21 ) راى ابن مسعود على الصّفا يقول : يا لسانى ! قل خيرا تغنم ، و اصمت تسلم من قبل ان تندم . قيل له : هذا شيىء تقوله او سمعته من النّبى ؟ قال : لا ، بل سمعته ، عليه السّلام ، يقول : انّ اكثر خطايا ابن آدم من لسانه « 1 » . ترجمه : عبد اللّه مسعود را ديدند بر كوه صفا ميگفت :
اى زبان خير گوى تا غنيمت يا بى ، يا خاموش « 2 » باش تا سلامت يا بى پيش از آنكه پشيمان شوى . گفتند : اين از خود ميگويى يا از پيغمبر شنيدهاى ؟ گفت : از پيغمبر شنيدهام كه : بيشتر گناههاى فرزند آدم از زبان او باشد .
( 22 ) افضل العبادة الصّمت ، و انتظار الفرج . هانت عليه نفسه من امر عليه لسانه . ترجمه : بهترين عبادتها خاموشى « 3 » بود ، و انتظار فرج داشتن . نفس آنكس برو خوار بود كه زبانش برو مسلط باشد .
( 23 ) لسان المرء من خدم عقله . قلب الاحمق فى لسانه ، و لسان العاقل فى قلبه « 4 » . ترجمه : زبان مردم از خادمان عقل است . دل احمق در زبانش بود ، و زبان عاقل در دلش .
( 24 ) لسان العاقل وراء قلبه ، و قلب الاحمق وراء لسانه « 4 » .
هامش
( 1 ) - همانجا با اندكى اختلاف .
( 2 ) - اصل : سلامت يا بى يا خواموش .
( 3 ) - اصل :
خواموشى .
( 4 ) - نهج 3 : 161 .