اما كسى كه توانگر است ، تو پيش او مىآيى ، و تو چه دانى كه او زكات ندهد « 1 » ، و باك نباشد . و كسى كه به تو مىآيد دوان و ترسيده ، تو ازو مشغولى . تا بر معنى بازخواست مىكند .
( 5 )
لِلْفُقَراءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ ، لا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الْأَرْضِ ، يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ ، تَعْرِفُهُمْ بِسِيماهُمْ ، لا يَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحافاً
. ترجمه : درويشانى كه ايشان را در راه خدا باز داشتهاند ، نمىتوانند كه رحلت كنند ، جاهل ايشان را توانگر پندارد از آنكه نياز پوشيده دارند ، ايشان را بسيما بشناسند ، از مردمان بالحاح چيزى نخواهند . در مدح درويشان فرموده است .
( 6 ) الفقر فخرى . شرار امّتى غذّوا بالنّعيم ، و نبتت عليه اجسامهم .
ترجمه : درويشى فخر من است . بدترين امت كسانى باشند كه در نعمت و نازپرورده باشند ، و بر نعمت تنهاى ايشان رسته باشد .
( 7 ) من اسف على دنيا ما فاتته ، اقترب من النار مسيرة سنة « 2 » .
ترجمه : هر كه اندوه خورد بر چيزى دنياوى كه ازو فوت شود ، به عذاب مقدار يك ساله راه نزديك شود .
( 8 ) غنيمة الصّدّيقين ما فاتهم من الدّنيا ، و نهمتهم ما زوى عنهم
هامش
( 1 ) - اصل : بدهد .
( 2 ) - در مجموعهء ورام ص 165 آمده : من اسف على دنيا فاتيه . . . مسيرة شهر .