( 8 ) من رضى من اللّه بالقليل [ من الرّزق ، رضى اللّه منه بالقليل ] من العمل . ترجمه : هر كه باندك روزيى از خدا راضى باشد ، خدا باندك عملى ازو خشنود گردد .
( 9 ) اذا احبّ اللّه عبدا ابتلاه ، فان صبر اجتباه ، و ان رضى اصطفاه .
ترجمه : چون خدا بنده را دوست دارد ، او را آزمايش كند ، و در بلا افكند ؛ اگر صبر كند ، او را برگزيند ؛ و اگر رضا دهد ، او را از صفوت دوستان خالص خود گرداند .
( 10 ) من احب ان يعلم حاله عند اللّه فلينظر ما للّه عنده . ترجمه :
هر كه خواهد كه بداند كه حال او بنزديك خدا چگونه باشد ، بايد كه نگاه كند تا حال او با خدا ، يعنى در رضا دادن به قضاى او ، چگونه است .
( 11 ) قال داود : يا رب ! دلّنى على امر فيه رضاك ! قال اللّه تعالى :
رضائى فى رضاك بقضائى . ترجمه : داود گفت : يا رب ! مرا بر كارى دلالت كن كه رضاى تو در آن بود ! خدا گفت : رضاى من در آنست كه به قضاى من رضا دهى .
( 12 ) احفظ اللّه يحفظك ، احفظ اللّه تجده امامك ، تعرّف الى اللّه فى الرّخاء يعرفك فى الشدة . ترجمه : خدا را نگاهدار تا خدا تو را نگاهدارد .
خدا را نگاهدار تا او را در پيش خود يا بى ، يعنى كارساز تو باشد . در آسانى بنزديك خدا وسيلتى ثابت كن ، تا در سختى تو را دست گيرد .
اخلاق محتشمى ( فارسى ) — صفحة 109
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص١٠٩