رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ ، فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ ، وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ .
ترجمه : چون مؤمنان بديدند لشكرها را گفتند : اينست كه خدا و رسول ما را وعده داده است ، و راست گفت خدا و رسول ، و وعده بر است كردند . و نيفزود ايشان را الا ايمان و تسليم . از مؤمنان مردانى هستند كه عهدى كه با خدا كردهاند باتمام ميرسانند : بعضى از ايشان درگذشتهاند ، و بعضى منتظر فرمان حق نشسته .
( 5 )
رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ
. ترجمه : در صفت مؤمنان به چند موضع آمده است كه : هم خدا ازيشان خشنود باشد ، و هم ايشان از تقدير او راضى .
( 6 ) سأل عليه السّلام طائفة من اصحابه : ما انتم ؟ فقالوا :
مؤمنون . فقال : ما علامة ايمانكم ؟ فقالوا : نصبر على البلاء و نشكر عند الرّضاء ، و نرضى بمواضع القضاء . فقال : مؤمنون و ربّ الكعبة .
ترجمه : پيمبر پرسيد از قومى از اصحاب خود كه : شما چيستيد ؟ گفتند : مؤمنانيم گفت : نشان ايمان شما چيست ؟ گفتند : بر بلا صبر كنيم ، و در آسانى شكر كنيم ، و بمواضع قضا راضى باشيم . گفت : مؤمنانيد بخداى كعبه .
( 7 ) من لم يصبر على بلائى ، و لم يشكر لنعمائى ، و لم يرض بقضائى ؛ فليطلب ربّا سواى . ترجمه : خدا ميگويد : هر كه بر بلاى من و بر آزمايش من صبر نكند . و شكر نعمت من نگذارد ، و به قضاى من راضى نشود ؛ بايد كه غير من خدايى طلبد .