را ، و فرياد رسيدن تو نزديك بفرياد خواهندگان .
( 25 ) و اجعل ما سمحت به من العفو عنهم ، و تبرّعت به من الصدقة عليهم ، فى ازكى صدقات المتصدّقين ، و اعلى صلات المتقرّبين « 1 » . ترجمه : خدايا عفوى كه از بندگان تو كرده ، يا صدقهاى كه به تبرع [ دادهام ] ، در پاكترين صدقات صدقه دهندگان ، و بلندترين وسيلتهاى قربت جويندگان گردان .
( 26 ) ينبغى [ لمن ] اراد ان يجاب دعوته ان يعمل صالحا ، و يرضى اللّه به ، و يجتنب معاصيه و ما يسخطه ، و يخلص له و لاوليائه بنيّة ، ثمّ يدعوا . ترجمه :
بايد كسى كه خواهد دعاى او اجابت كنند : كارى شايسته كند ، و خدا را به آن خشنود گرداند ، و از معاصى اجتناب كند و از آنچه خدا را از آن كراهيت آيد ، و نيّت با خدا و بندگان او خالص دارد ، پس دعا كند .
( 27 ) تادّب بادب اللّه ! اذ قال : خذ من اموالهم صدقة تطهّرهم بها و تزكّيهم بها . ترجمه : بادب خدا مؤدب باش آنجا كه گفته است : از مالها ازيشان صدقه بستان كه ايشان را به آن پاك گردانى .
من كلام الحكماء و الدّعاة
( 28 ) الدّعاء يردّ البلاء ، و يفيد الاخلاص ، و يزيد اليقين ، و يتمّ الثّقة ، و يوسّع الرّزق ، و يدفع كيد الظّلمة . ترجمه : دعا بلا باز دارد ، و اخلاص را فايده دهد ، و يقين بيفزايد ، [ و ثقه را تمام كند ، ] و روزى فراخ گرداند ، و مكر ظالمان دفع كند .
( 29 ) الالحاح مذموم الّا فى الدّعاء ، و السّئوال مذموم الّا على اللّه . ترجمه :
الحاح مذموم است الا در دعا ، و سئوال مذموم است الا بر خدا .
هامش
( 1 ) - صحيفهء كامله ( دعاؤه فى طلب العفو و الرحمة ص 191 )