تلف كن ! بهترين صدقه آن بود كه بجاه خود يارى دهى كسى را كه جاه ندارد .
( 18 ) لا تزال امّتى بخير ما لم تر الامانة مغنما « 1 » و الصّدقة مغرما . ترجمه :
هميشه امّت من بخير باشند تا كه امانت بغنيمت ندارند ، و صدقه بغرامت نشمرند .
( 19 ) الدّعاء مفتاح الرّحمة و مصباح الظّلمة . ما المبتلى الذى قد اشتدّ به البلاء باحوج الى الدّعاء ، من المعافى الّذى لا يأمن البلاء . ترجمه : دعا كليد رحمت است و چراغ تاريكى . مبتلايى كه بلاى سخت به او نازل باشد محتاجتر نيست بدعا ، از كسى كه در عافيت بود و از بلا ايمن نبود .
( 20 ) لا تكن ممّن [ ان ] اصابه بلاء دعاه مضطرّا ، و ان ناله رخاء اعرض مغترّا . ترجمه : از آنان مباش كه چون بلا بايشان رسد باضطرار دعا كنند ، و چون آسانى يابند مغرور شوند و اعراض كنند .
( 21 ) تستبطىء الدّعاء بالاجابة ، و قد سددت طريقه بالذّنوب . ترجمه :
اجابت دعا بدير ميدارى ، و راهش بگناهان دربستهاى .
( 22 ) الصّدقة دواء منجح . اذا املقتم فتاجروا الى اللّه بالصدقة ! ترجمه :
صدقه دارويى است منجح . چون درويش شويد « 2 » با خدا بازرگانى كنيد به صدقه !
( 23 ) اللّهمّ و انّى اجد سبل المطالب اليك مشرعة ، و مناهل الرّجاء اليك مترعة ، و ابواب الدّعاء لمن دعاك مفتوحة . ترجمه : خدايا من راههاى مطالب به تو گشاده مىبينم ، و آبشخورهاى امّيد به تو پر آب ، و درهاى دعاى كسانى را كه تو را ميخوانند گشاده .
( 24 ) بابك مفتوح للرّاغبين ، و جودك مباح للسّائلين ، و اغاثتك قريبة من المستغيثين . ترجمه : در تو گشاده است راغبان را ، و جودت مباح است سايلان
هامش
( 1 ) - اصل : مغتنما .
( 2 ) - اصل : بدرويش دهد .