مقصد پنجم در عقد ضمان است
بدان كه ضمانت عبارت است از اينكه كسى بر ذمه بگيرد مالى را كه بر ذمه ديگرى باشد اگر چه آن ديگرى راضى نباشد ، و شرط است كه ضامن مكلف باشد و تصرف او در مالش نافذ و جايز باشد ، به اين معنى كه سفيه و امثال آن نباشد .
و نيز شرط است در لزوم ضمانت كه مضمون له - يعنى طلبكار - راضى باشد به ضمانت آن شخص ضامن ، چنانچه لزوم ضمان مشروط است به اينكه آن ضامن مالدار باشد ، يا اينكه طلبكار عالم باشد به فقر ضامن هنگام ضمانت .
و بايد دانسته شود كه به محض ضامن شدن او مال از ذمه مديون منتقل مىشود ، و به ذمّهء ضامن تعلق مىگيرد و مديون برىء الذمه مىشود از آن دين ، بلى هرگاه ضمانت به خواهش مديون واقع شود ضامن مىتواند به آن مديون رجوع نمايد ، و الّا فلا .
و در ضمن ضمانت نيز جايز است كه شرط كنند چيزى را كه منافى مقتضاى عقد نباشد و شرعا نيز ممنوع نباشد ، مثل اشتراط خيار با تعيين مدت ، و مثل اشتراط و فاء دين از مال مخصوصى ، و امثال اينها كه جايز است ، پس در اين صورت لزوم مىيابد آن شرط .