هفتم : [ مكروه بودن خوردن شير يا گوشت بزغالهء كه زنى آن را شير داده ]
در حديث است كه از معصوم « عليه السلام » پرسيدند كه زنى بزغالهء را شير داده بود مدتى تا استخوانش سخت شده و گوشت روئيده و بزرگ شده و نر بر او كشيدهاند و زائيده است ، آيا شير آن را يا گوشت آن را مىتوان خورد ، حضرت فرمودند : كه اين فعل مكروه است و شير و گوشت آن باكى نيست .
بدان كه رضاع باعث ارث بردن و واجب شدن نفقه و مانند اينها غير از حرمت نكاح و محرميّت نمىشود ، پس پدر رضاعى ولايت ندارد بر فرزند رضاعى ، و مادر رضاعى حق حضانت ندارد ، و گواهى مرتضع بر فحل مسموع است ، و اگر فحل او را بكشد در عوض او مىكشند فحل را ، و مثل پدر نسبى نيست كه در عوض فرزند نتوان كشت .
و همچنين استيفاء حدود از فحل مىتوان نمود ، و در قسمت ديه داخل نيست ، و حكم مرتضع بعد از رسيدن به منصب قضاوت بر فحل جارى است ، و بىرخصت فحل قسم و عهد و نذر ياد مىتواند نمايد .
هشتم : اگر كنيزى فرزند آقاى خودش را شير دهد ، مكروه است او را فروختن
زيرا كه به منزلهء مادر فرزند است ، بلى در حديث صحيح وارد شده است كه : هرگاه مملوك شير خانم خود را خورده باشد فروختن او حرام است ، و خوردن تنخواه او نيز حرام است .
نهم : اگر كسى مالك شود برادر رضاعى خود را ،
يا پسر برادر رضاعى خود را ، يا پسر خواهر رضاعى خود را ، يا پسر عمو يا پسر عمه يا پسر خالو يا پسر خالهء رضاعى را ، مكروه است اينها را بندگى بفرمايد يا بفروشد ، بلكه سنت است كه اينها را آزاد كند ، و خود سر آزاد نمىشوند .
بدان كه ، در مواردى كه رضاع مفسد نكاح است اگر شير دهنده قاصد