دوّم : سنت است كه زنان را نهى كنند از شير دادن به هر كس كه رسند ،
چون بسيار است كه شير مىدهند و فراموش مىكنند و فرزندان به هم مىدهند ، و عاقبت ظاهر مىشود كه خواهر خود را گرفته است ، مثلا .
سوّم : سنت است كه مرضعه از هر دو پستان شير دهد .
چهارم : چون دايه به منزلهء مادر است سنت است كه طفل بعد از شعور تعظيم دايه كند
و به منزلهء مادر خود داند او را ، و همچنين شوهر او را به منزلهء پدر خود داند ، و فرزندان ايشان را برادر و خواهر خود داند ، و خويشان ايشان را كه به سبب رضاع محرم او شدهاند به منزلهء خويشان خود داند در رعايت احترام و توقير .
پنجم : سنت است كه فرزند را دو سال كامل شير دهند ،
و يك روز كمتر و بيشتر در غير ضرورت شير ندهند ، و جايز است بيست و يك ماه شير دادن ، و احوط اين است كه كمتر از اين شير ندهند مگر با ضرورت ، چنانچه بسيار است كه حامله مىشود مادر طفل و شيرش كم مىشود ، طفل در شكم آزار مىكشد و دايه هم نمىرسد ، يا بهم مىرسد و مؤونهء اجرت دايه را ندارند ، اكتفاء به كمتر مىتوان نمود ، چنانچه احوط اين است كه زياده از دو سال شير ندهند ، و مشهور اين است كه دو ماه زياده مىتوان داد ، و اولى آنكه تا ضرورتى نباشد زياد ندهند .
ششم : مكروه است كه دايه ولد الزّنا باشد ،
يا فرزندش ولد الزّنا باشد ، بلكه كراهيت اين اشدّ است از اختيار كافره ، و اگر دايه كنيز باشد و زنا داده باشد و محتاج شوند به او براى شير دادن ، بهتر اين است كه از آقاى كنيز طلب كنند كه حلال كند كنيز خود را كه زنا داده است ، و بعد از حلال كردن كراهت تخفيف مىشود يا زائل .