وقوف آن از آن سخن بيشتر باشد آنها را ظهار نكند ، تا گوينده منفعل نشود و با جهّال و سفله مجادله و مناظره نكند ، و تا سامع راغب در استماع حديث و سخن نبيند شروع در سخن نكند ، و از كثرت مكالمه مجانبت لازم شمرد ، و آنچه از غير او پرسند او جواب نگويد ، و اگر كسى به جواب مشغول شود و او بهتر قادر باشد صبر كند تا سخن او تمام شود پس خود بر وجهى كه جواب اول مطعون نشود تقرير كند ، و اگر سخن از او پوشيده دارند استراق سمع نكند ، و در مجالس اكابر با كسى سر نگويد ، و در نوشته كسان نظر نكند مگر به اذن ايشان ، و به اطراف خانه و سقف و ديوار مكرر نظر نيندازد ، و از چيزى كه شأن او نيست سئوال نكند ، و اگر دو نفر با هم سخنى گويند بىجهت از آن استفسار نكند ، و در نزد بزرگان در دعا و تملّق مبالغه و افراط نكند كه آن علامت ضعف نفس است ، و آنچه خواهد بگويد اول در خاطر مقرر گرداند و به اطراف آن برخورد و در اثناء سخن به دست و چشم و ابرو اشارت نكند ، و حركات و افعال و اقوال كسى را محاكات يعنى تقليد نكند ، و تا تواند سخن چنان گويد كه از ميزان شرع و عقل خارج نيفتد ، و انديشه نكند كه اگر من به خلاف خواهش مستمع سخن گويم او را خوش نيايد چه مستمع اگر دانا و خردمند بود از سخن پسنديده نرنجد ، و در حضرت سلاطين و حكام بسيار دعواى فضل و دانش نكند ، و در الزام ايشان نكوشد و از كثرت مجالست و محاورت با ايشان گستاخ نگردد ، و بر معاشرت مبادرت ننمايد چه مؤاخذه ايشان سخت و تمهيد معذرت دشوار باشد ، و تا ممكن باشد سخنى كه بر خاطر بعضى از مستمعان گران باشد نگويد .
* * * * *
اشعار نصيحتى در قناعت و كتم سرّ . . .
با همه خلق جهان گر چه از آن * بيشتر بى ره و كمتر برهند
آن چنان زى كه بميرى برهى * نه چنان زى كه بميرى برهند