گذشت « 1 » كه حروف بيست و هشت گانه ابجد هفت نارى هستند و هفت هوائى و هفت مائى و هفت خاكى و ضابطهء آن آن است كه حروف ابجد را به ترتيب چهار چهار گير اول آتشى دويم هوائى سيم مائى چهارم خاكى به ترتيب عناصر چنانچه در اين جدول ثبت است . [ تصوير ] و اعراب حرف نارى فتح است و هوائى جزم و مائى ضم و خاكى كسر ، و طبع هر حرفى موافق عنصرى است كه به آن منسوب است مثلًا « ا » حار و يا بس است و « ب » حار و رطب و همچنين در بعضى از رسائل بوينصتض را مضموم گفتهاند و اهطمفشذ را مفتوح و جز كسقثظ را مكسور خوانند و دحلعرخغ را مجزوم ، و اگر در اول مركب حروف مجزومه افتد به قاعدهء الساكن اذا حرك حرك بالكسر بايد عمل نمود ، و بعضى گفتهاند كه هر حرفى كه بعد از آن الف باشد مفتوح و بعد از واو مضوم و يا « مكسور » و الله اعلم « 2 » .
هامش
( 1 ) - مراجعه به ص 160 شود .
( 2 ) - اهل حساب چنانچه منطقه البروج را به دوازده قسم متساوى قسمت كردهاند و هر قسمت را برجى نام نهادهاند و آن برج را به صورى كه از اجتماع كواكبى در آنها انتزاع شده كه اولش حمل و آخرش حوت است نسبت دادهاند ، همچنين منطقه البروج را به بيست و هشت قسم متساوى قسمت كردهاند از ابتداى حمل هر يكى را منزل نام نهادهاند و نيز آن منازل را به صورى كه از اجتماع كواكبى در هر منزل تصور نمودهاند نسبت دادهاند مگر در منزل بلده كه هيچ كوكب نباشد و چون مدت دور قمر نزديك است به بيست و هشت روز و قمر هر روز در منزلى باشد تقربياً اين منازل را منازل قمر ناميدهاند و قيد تقريب براى اين است كه چون قمر سريعالسير است گاه باشد در نصف النهار روزى مثلًا در آخر منزلى باشد و در نصف النهار روز لاحق به اول منزل سوم رسيده باشد و در ميانه يك منزل طى شود ، و چون بطىء السير بوده باشد گاه باشد كه در نصف النهار روزى در اول منزلى باشد و در نصف النهار روز ديگر هنوز در آخر همان منزل بود و احكاميان از اين 28 منزل ده منزل را نحس و باقى را سعد دانند چنان كه در ص 255 اين كتاب گفته مىشود .