يجعلون الثريّا عند طلوعه على الأيمن و العيّوق عند طلوعه على الأيسر مع أنَّ البعد بين الأيمن و الأيسر به قدر نصف الدَّور و بين مطلعيهما أقلّ من الربع بكثير .
« جامى »
ريزم ز مژه كوكب بيماه رخت شبها * تاريك شبى دارم با اين همه كوكبها
از بسكه گرفتاران مردند بكوى تو * بادش همه جان باشد خاكش همه قالبها
تا دست بر آوردى از غمزه به خون ريزى * بر چرخ رود هر دم از دست تو ياربها
از تاب و تب هجران گفتم سخن وصلت * بود اين هذيان گفتن خاصيّت آن تبها
جامى كه پى مذهب اطراف جهان گشتى * با مذهب عشق تو گشت از همه مذهبها
« وله »
رحمى بده خدايا آن سنگدل جوان را * يا طاقتى و صبرى اين پير ناتوان را
بختم جوان و عقلم پير است ليك عشقش * آورده زير فرمان هم پير و هم جوان را
گر زرد شد گياهى در خشكسال هجران * پژمردگى مبادا آن تازه ارغوان را
زاهد بكنج محراب آورده روى طاعت * عاشق گرفته محراب آن طاق ابروان را
محمل مبند امروز اى ساربان جانان * كز آب چشم من شد ره بسته كاروان را