[ المتقى ]
سپس با المتقى باللّه ابراهيم بن جعفر المقتدر كه مردى درستكار و شايسته بود بيعت شد .
[ المستكفى ]
سپس با المستكفى بيعت شد و چشمانش را ميل كشيدند .
[ المطيع ]
سپس با المطيع للّه در هشت شب مانده از جمادى الاخر سال سى و چهار بيعت كردند و او خود را از خلافت باز كرد . روز چهارشنبه سيزدهم ذى القعده به فلج مبتلا شد و خود از خلافت كنارهگيرى كرد .
به پايان آمد كتاب آفرينش و تاريخ [ البدء و التاريخ ] و سپاس خداى را و درود بر سرور ما محمد پيامبر و ياران او ، به خط بندهء ناتوان تهيدست اميدوار رحمت پروردگار مهربان ، خليل بن حسين كردى و لاشجردى [ 1 ] كه خداوند بر او همهء مسلمانان ببخشايد .
در ماههاى سال ششصد و شصت و سه .
و سپاس ويژهء خداوند است و درود بر محمد و خاندان او .
هامش
[ 1 ] هوار « ولاشجرضى » خوانده و در نسخهء عكسى « د » به « ى » چسبيده و چنين مىنمايد كه صحيح ولاشجردى است .