[ المعتضد ]
سپس با المعتضد باللّه در همين سال بيعت كردند و او به سال دويست و هشتاد و شش مرد و خلافتش شش سال و شش ماه و بيست روز بود . به روزگار او زكرويه بن مهرويه با قبيلهء كلب [ 1 ] بر حاجيان تاخت و ايشان را كشت و اسير گرفت و آهنگ كوفه كرد و سلطان سپاهى به مقابلهء او فرستاد و او پنج ماه با ايشان مقاومت كرد تا سرانجام پيروز شدند و او را به بغداد بردند براى شناعت و عقوبت او را به زندان افكندند و در زندان مرد ، سپس او را بيرون آوردند و به دار آويختند و قرمطيان مردهء او را از روى چوبهء دار دزديدند .
[ المكتفى ]
سپس با المكتفى باللّه على بن احمد بيعت شد و او پنج سال و هفت ماه و چند روز ولايت كرد و به سال دويست و نود و چهار مرد و كينهاش ابو محمد بود .
[ المقتدر ]
سپس با المقتدر باللّه ابو الفضل جعفر بيعت شد و در خلافت خردسالتر از وى هيچ كس نبود و به روزگار او كارهاى خلافت به تباهى كشيد و بيست و پنج سال خلافت كرد ،
[ القاهر ]
سپس با القاهر باللّه بيعت شد و چشمش را ميل كشيدند و خلافتش يك سال و شش ماه بود .
[ الراضى ]
سپس با الراضى محمد بن جعفر المقتدر بيعت شد و خلافت او هفت سال بود .
هامش
[ 1 ] اين واقعه را سيوطى ، تاريخ الخلفا ، ص 376 ، در خلافت المكتفى آورده ، همچنين طبرى تاريخ الامم و الملوك ، ج 8 ، ص 214 ، در وقايع سال 289 ، خلافت المكتفى نقل كرده است .