هارون را در آن به مانند هارون ديدند [ 1 ] .
و درگذشت . و در روزگار او بحترى سرآمد شاعران شد . هم در روزگار او آتشى از سوى خاوران برآمد كه بانگى همچون بانگ باد داشت و خانههايى را گرفت و سوخت . پس از آن بادى تند برخاست و خانههايى را ويران كرد ، گروه بسيارى از هراس مردند . الواثق در سال دويست و سى و دو درگذشت و روزگار خلافتش پنج سال و نه ماه بود . و عمرش سى و دو سال .
[ المتوكل ]
سپس با المتوكل على الله جعفر بن ابى اسحق بيعت شد . و او براى سه فرزندش محمد بن جعفر المنتصر باللّه و ابراهيم بن جعفر المؤيد باللّه و عبد الله بن جعفر المعتز باللّه بيعت گرفت و ولايت عهد را از آن منتصر و پس از او از آن معتز و پس از او از آن مؤيد كرد . براى هر كدام از ايشان درفشى بست و منتصر را والى عراق و حجاز و يمن قرار داد و معتز را والى خراسان و رى و جبال و مؤيد را والى اجناد [ 2 ] شام كرد .
به روزگار او بود كه اسحاق بن اسماعيل در تفليس سر به شورش برآورد و او بغا كبير را فرستاد تا اسحاق را كشت و شهر را سوزاند و تمامى شهر از چوب صنوبر بود و بيش از پنجاه هزار آدمى را سوخت و زلزله روى داد و كوه اقرع قطع گرديد و به دريا ريخت و از اين لرزه ، بيشتر مردم لاذقيه مردند و ستارگان پريشان شدند و او احمد بن حنبل را از زندان به در آورد و با او مهربانى كرد و به بغداد فرستاد و احمد بن ابى دؤاد را تبعيد كرد و اموال او را گرفت و ابو العتاهيه چنين سرود :
اگر در تو خردى استوار مىبود / و عزم تو عزمى بود كه توفيقى مىداشت /
هامش
[ 1 ] منظور ابو تمام است كه در قصيدهاى گويد :
پيشگاه ملك را سبز يافتند و در آن هارون را به مانند هارون ديدند .
براى تمام قصيدهء او رجوع شود به ديوان ابو تمام ، ص 292 ، شارحان ديوان ابو تمام هارون دوم را به معنى هارون الرشيد و يا هارون بن عمران گرفتهاند . رك : شرح ديوان ابى تمام از خطيب تبريزى تصحيح محمد عبده عزام ، چاپ قاهره 1957 ، ج 3 ، ص 325 .
[ 2 ] جمع جند كه پنج جند است : جند فلسطين ، جند اردن ، جند دمشق ، جند حمص و جند قنسرين . دربارهء تقسيمات آنها ميان قدما اختلاف بوده است . رجوع شود به معجم البلدان ، ج 1 ، ص 125 .