يافت و ايشان در را بستند . كس نزد اليون فرستاد و از او خواهان وفادارى به پيمان شد .
اليون كس فرستاد كه : پادشاه روم با كسى پيمان وفادارى نمىبندد .
مسلمه در پاى حصار فرود آمد و سى ماه در آنجا ماند چندان كه سپاه او مردار و استخوان مىخوردند و گروه بسيارى از ايشان كشته شدند و او كوچ كرد و بازگرديد .
سليمان بن عبد الملك ، در دابق ، به سال نود و نه درگذشت و با پسرش ايوب بن سليمان بيعت كرده بود ، ولى او پيش از وى درگذشت . پس عمر بن عبد العزيز بن مروان بن حكم را جانشين خويش كرد و سليمان هنگامى كه در بستر مرگ افتاده بود به دو گفتند وصيت كن . و او گفت :
فرزندان من فرزندانى ، تابستانىاند . / نيكا ، آن كه فرزندان بهارى دارد . [ 1 ] / فرزندان من طفلانى خردسالاند . / نيكا ، آن كس كه فرزندانى بزرگسال دارد .
و شاعر دربارهء او گفته است :
اى خليفهء رستگار ، خليفهاى كه به نام پيامبر خوانده شده است . / تا ولى را به ولى بگيرد و ديماس [ 2 ] و فراموش شده را ويران كند . / و شرقى و غربى را زينهار دهد [ 3 ] .
و روزگار حكومت او سه سال بود .
ولايت عمر بن عبد العزيز
مادرش ام عاصم دختر عاصم بن عمر بن خطاب بود . از عمر روايت شده كه گفته است : « مردى از فرزندان من خواهد بود كه جهان را از عدل و داد پر كند . » و بسيارى از مردمان مىگفتند كه او مهدى است و شاعر دربارهء او گفته است :
آنكه عبد العزيز بن مروان پدر اوست . / و فاروق نياى او .
و برادرش اصبغ بن عبد العزيز از آينده آگاهى داشت و دخترش حبيبه نيز از آينده
هامش
[ 1 ] بيت اول ، در اخبار الطوال ، ص 330 ، نيز آمده است .
[ 2 ] ديماس زندان حجاج بن يوسف بوده است ، در واسط . رك : معجم البلدان ، ج 4 ، ص 185 .
[ 3 ] ترتيب ابيات از المعارف ابن قتيبه است كه نظم معنوى بيشترى داشت . در متن ما قسمت اول ، يعنى خطاب : « اى خليفه » در پايان آمده است . رك : المعارف ، ص 360 . از نظر معنى نيز تفاوتى بود كه متن المعارف ترجيح داشت .