تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى ) — صفحة 925

مساهمون:

ص٩٢٥
فحل بنى مروان مىخوانند و شصت مرد در پى او سوار مىشدند كه همه از صلب او بودند .

ولايت سليمان بن عبد الملك بن مروان

گويند او مردى آگاه ( حبر ) و خوش سخن بود ، در باديه نزد داييهاى خويش ، بنى عبس ، پرورش يافته بود . زندگى را به نيكى آغاز كرد . و هم سرانجامى نيك داشت . آوارگان را جا و مكانى داد و زندانيان را آزادى بخشيد و عمر بن عبد العزيز را به جانشينى خويش برگزيد و ابن ابى كبشه را از عراق برداشت . و يزيد بن مهلب را كارگزار آنجا كرد . يزيد ، مروان بن مهلب ، برادر خويش را در عراق جانشين خود كرد و روانهء خراسان شد . قتيبة بن مسلم ، هراسان گرديد و روى به فرغانه نهاد . وكيع بن حسان بر او تاخت آورد و او را كشت . سليمان او را ولايت خراسان بخشيد و فرزدق شاعر در اين باره گفته : ماييم كه ابن مسلم باهلى را كشتيم / و پيش از او ابن خازم را كشته بوديم / سران مردم ، هنگامى كه نام ما را بشنوند / گويى مغزهاشان با سرهاى بزرگ كوفته شده است . سپس وكيع بن حسان را از خراسان عزل كرد و يزيد بن مهلّب را ولايت بخشيد و او گرگان را گشود .

فتح گرگان و طبرستان .

گويند اهل گرگان با مردم كوفه به پرداخت صد هزار و دويست هزار صلح مىكردند . ابن مهلب آمد و در برابر مال بسيارى با ايشان صلح كرد و يكى از مردان خويش را در آنجا برجاى نهاد و خود به دهستان رفت و تركان بر آنجا و بر گرگان چيره شده بودند . ايشان را محاصره كرد تا آنگاه كه به فرمان او تسليم شدند . چهارده هزار تن از ايشان را گرفت و كشت و روانهء طبرستان گرديد ، و با اصفهبد صلح كرد در برابر گرفتن مالى بسيار و چهار صد خر با بار زعفران و چهار صد مرد كه بر سر هر كدام سپرى و طيلسانى و جامى زرّين بود . عبد الرحمن بن سمرهء قرشى نيز هنگامى كه زرنج را محاصره كرد با ايشان صلح كرد در برابر گرفتن هزار هزار درهم و هزار غلام كه بر سر هر مردى از ايشان جامى زرّين بود . و اين عبد الرحمن را ابو موسى اشعرى ، به روزگار عثمان ، بدانجا فرستاده بود .
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى ) — صفحة 925 | مطهر بن طاهر المقدسي / محمد رضا شفيعى كدكنى