در ياد كرد فتوحى كه به روزگار ابو بكر روى داد
ابو بكر ، علاء بن الحضرمى را به بحرين فرستاد . او حصار جواثا را گشود و مخارق بن نعمان را - كه كارگزار كسرى بود - از آنجا و از اراس [ 1 ] بيرون راند . خليج را محاصره كرد و آنجا را گشود و همچنان با اسب خود مىدويد و در دريا فرو مىرفت تا آنگاه كه مرد .
ابو بكر به خالد بن وليد نامه نوشت كه پس از فراغ از يمامه به عراق برود و او از مذار گذر كرد . لشكريان آنجا را شكست داد و پراكنده كرد و از « نهر المرأة » گذشت .
جابان فارسى با او صلح كرد و او به هرمزدجرد رفت . آنجا را گشود و به حيره رفت .
عبد المسيح بن صلوباى غسانى به سوى او بيرون شد . بيش از دويست سال از عمر او گذشته بود . به جزيه پرداختن با او صلح كرد و صد هزار درهم به دو پرداخت . اهل بلقاء با پرداخت هزار هزار درهم و طيلسانى صلح كردند و اين بود نواحى و بخشهايى كه از اطراف و پيرامون باديه مورد نظر بود .
سپس ابو بكر ، ابو عبيدهء جراح را با هفت هزار و هفتصد تن از صحابه به شام فرستاد و هرقل با سپاهيان خود در حمص بود . ابو عبيده نامه نوشت و از او كمك خواست .
ابو بكر عمرو بن عاص را به يارى او فرستاد . بار ديگر ابو عبيده خواهان كمك شد .
ابو بكر به خالد بن وليد - كه در حيره بود - نامه نوشت و او را فرمان داد كه به سوى ايشان برود . خالد بدان سوى رفت و مثنّى بن حارثهء شيبانى را در عراق به جانشينى خود برگزيد و به سوى بصرى رفت و آنجا را گشود و اين نخستين شهرى بود كه در شام گشوده شد .
سپس به همراهى ابو عبيده و عمرو بن عاص دمشق را محاصره كردند . نسطاس بطريق با گروه انبوهى در آنجا بود ، ايشان را شكست دادند . و اين فتح « جاذر » بود ، در سرزمين فلسطين . هرقل گريخت و به انطاكيه رفت . در آنجا فرود آمد . اين بود گشايشهايى كه به روزگار ابو بكر حاصل شد .
ابو بكر ، سپس ، پانزده روز بيمار شد و درگذشت . خداوند از او خشنود باد و او را خشنود گرداناد ! روزگار خلافتش دو سال و سه ماه و ده روز بود و بعضى چهار ماه و ده روز كم گفتهاند .
هامش
[ 1 ] در حاشيه نوشته شده : « كذا وجدت فى النسخه . » و هوار نوشته : شايد « اليس » باشد .