است [ 1 ] .
اما فاضليّه ، ايشان پيغمبر را افضل از قرآن مىدانند .
اما صاعديّه ايشان ياران ابن صاعدند كه آمدن پيامبرانى پس از پيامبر ما را روا مىدانند ، زيرا روايت شده است كه : « هيچ پيامبرى پس از من نيست مگر آنچه خدا بخواهد » و مالكيّه به محاش [ 2 ] زنان عقيده دارند .
و سراويّه افزودن « وتر » را بر يك ركعت در نماز مكروه مىدارند چرا كه مخالف سنت است .
و ساويّه مىگويند : « ما مؤمنيم اگر خدا بخواهد » و « إن شاء الله » را مىآورند دربارهء كسانى كه مورد رضا باشند [ 3 ] و اينان شكاكان لقب دارند .
اما بر بهاريّه ، ايشان آشكارا قايل به تشبيهاند و [ براى خدا ] به مكان قايلاند و حكم بر خاطر مىكنند و هر كه را مخالف ايشان باشد كافر مىدانند .
و كلابيّه ، ياران ابو عبد الله [ 4 ] بن كلاباند كه او به منزلهء مناظر و زبان و صدر ايشان است و اين شعر را كه يكى از ايشان سروده شنيدم :
و چه مايه نادانى كه مدعى دانش بود / و چندان علم در او نبود كه همسنگ پوست پيازى باشد . / و از سر نادانى خويش مىگفت : « تمام ايمان ، / به زبان است و به عمل نيست » / اگر چنين باشد ، ابليس نجات يافته از آتش است ، / زيرا كه به خداوند گفت : « بار خدايا مرا يك چند مهلت ده . » فصل نوزدهم به توفيق و حسن تأييد خداوند پايان يافت .
هامش
[ 1 ] اشعرى گويد : « حسين كرابيسى گفته است قرآن مخلوق نيست اما لفظى كه ما بدان قرآن را مىخوانيم و قرائت ما مخلوق است . » مقالات الاسلاميين ، ج 3 ، ص 602 .
[ 2 ] محاش به معنى اثاث البيت است و با عبارت متن تناسبى ندارد . ولى محش به معنى تندى در هماغوشى است .
[ 3 ] اصل : ينعقدون الاستثناء على المراضى .
[ 4 ] در مقالات الاسلاميين : ج 1 ، ص 170 ، عبد الله بن كلاب آمده است .